در این قسمت یک پیام بصورت اتفاقی نمایش داده خواهد شد.
آمار بازدیدکنندگان
بازدید از صفحه:۱۰۸۱۲

بازدید از نشریات
۲۸۹۵۲۹۵
بازدید کل سایت
۸۲۸۸۳۲۴
ثبت نام خبرنامه
معرفی سایت به دوستان
نام نشریه: مربیان
شماره نشریه: 14
صاحب امتیاز: مهدی عزیزان
مدیر مسئول: محمدجوادرودگر
سردبیر: حسن قاسمی و منوچهر درویش
ویراستار: نعمت الله یوسفیان
فصل انتشار: پاییز
سال انتشار: 1383
زبان: فارسی
قطع: وزیری
فهرست محتوای نشریه:
معنای اباحه از آفاتی که به ادبیات دینی ـ اجتماعی ما رو کرده است، استفاده نابجای واژگان و اصطلاحات است. این اشتباه یا خلط معنایی، علل فراوان دارد. از جمله علل خلط معنایی، این است که گاه برخی مفاهیم نخست به عنوان قسمی از یک مقسم به کار می‏روند و معنای خاص می‏دهند؛ ولی در کاربردهای بعدی ـ یعنی نزد استفاده کنندگان بعدی ـ به اشتباه به جای مقسم خود نشسته، معنای عام از آنها اراده می‏شود. اباحه از آن مفاهیمی است که شارع معنای خاصی را برای آن در نظر گرفته است؛ اما طرفداران اباحیگری این واژه را به غلط در معنای عام به کار می‏برند. توضیح اینکه در دین اسلام کلمه اباحه در دو جا به کار گرفته می‏شود: ۱ ـ احکام تکلیفی این احکام پنج قسم هستند: واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح ـ (وحیدی، محمد، احکام عمومی، قم، انتشارات عصمت، چاپ اول، ۱۳۸۰ ه . ش، ص ۱۸.) مراد از اباحه در احکام تکلیفی، حکم شرعی تکلیفی است که در آن، راه به روی مکلف باز نگاهداشته می‏شود و به او آزادی و اختیار می‏دهند تا هر چه می‏خواهد، برگزیند، و انتخاب هر یک از فعل یا ترک، از نظر مولی یکسان است. مباح عبارت است از آنچه فعل یا ترک آن جایز و برابر است. (صدر، محمدباقر، المعالم الجدیده للاصول، تهران. مکتبة النجاح، چاپ دوم، ۱۳۹۵، ه.ق، ص ۱۰۱.) ۲ ـ علم اصول هرگاه در حلال یا حرام بودن چیزی تردید کنیم، اصل اباحه را جاری کرده، حکم به عدم حرمت می‏دهیم؛ زیرا آنچه نیازمند نص است، الزامات قانونی است. عدم الزامات قانونی نیازمند نص نیستند. پس، اصل در اشیاء قبل از ورود شرع، اباحه است. در استفاده از اصل اباحه فرض بر این است که فاقد دلیل شرعی هستیم، پس عِقابی در کار نیست؛ چرا که اگر عقابی در کار بود، لازم بود خداوند حکیم به ما اعلام کند. (حلی، ابو اباحی گری در بوته نقد منصور حسن بن یوسف، مبادی الوصول الی علم الاصول، تعلیق و تحقیق عبدالحسین محمدعلی البقال، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ سوم، ۱۴۰۴ ه.ق ص ۸۷) چنان که روشن است، هر دو معنای اباحه، مجاز بودن فعل یا ترک عمل را می‏رساند، ولی در جایی که حکم دیگر (وجوب یا نهی) در کار نباشد. البته جایگاه اباحه در معنای اول، خصوص احکام تکلیفی است؛ اما معنای دوم، در مقام استفاده از اشیای موجود در طبیعت است. به عبارت دیگر، اباحه در احکام تکلیفی مربوط به اعمال عبادی است؛ اما اباحه در قاعده اصالة الاباحه مربوط به اعیان خارجی است. (ولایی، عیسی، فرهنگ تشریحی اصطلاحات شارح اصول، تهران، نشر نی، چاپ اول، ۱۳۷۴، ه . ش، ص ۷۴) عالمان دینی، فلسفه مباح دانستن برخی اعمال یا برخی اشیاء را به دو چیز می‏دانند: اول اینکه، اباحه از آن اموری قلمداد شده است که ثواب و عقابی بر آن مترتب نیست. از آنجاکه تعالیم‏شریعت برمدار مصلحت وخیرخواهی الهی برای نوع‏بشر، وضع شده‏اند، معلوم می‏شود که فعل یا ترک اباحی، حکمی است که هیچ گونه ضرر یا سود عمده‏ای در آن نیست. (مشکینی‏اردبیلی، علی، اصطلاحات‏الاصول، قم، حکمت، چاپ‏دوم، ۱۳۴۸ه . ش ص ۱۱۸.) دوم اینکه، علت مباح بودن برخی کارها وجود حکمتی است که ترخیص آن کار را ایجاب کرده است؛ یعنی اگر شارع آن کار را مباح نمی‏کرد، مفسده‏ای لازم می‏آمد. این نوع از مباحات را «مباح اقتضائی» می‏نامند. در این نوع از مباح، ممکن است مصلحت یا مفسده‏ای در فعل و ترک کار باشد؛ ولی شارع برای مصلحت مهم‏تر ـ که رخصت را ایجاب می‏کرده است ـ حکم به اباحه کرده و از ملاک دیگر، چشم پوشیده است. مباحهایی که برای حرج، مباح شده‏اند، از این قبیل‏اند. مقنّن در نظر گرفته است که اگر بخواهد مردم را از برخی کارها منع کند، زندگی بر آنها دشوار می‏شود و به این روی، از تحریم آن چشم پوشیده است. (مطهری، مرتضی، مسأله حجاب، تهران، صدرا، چاپ مکرر، ۱۳۶۸ هـ.ش، ص ۲۱۰) آنچه گذشت، تعریف اباحه از لسان شریعت بود. حال ببینیم طرفداران اباحیگری چه تعریفی از اباحه دارند. چنان که بیان شد، ذکر این نکته ضروری است که طرفداران اباحیت خود دو گروهند: ۱ ـ در اعتقادات، ملحدند و اساس دین را نمی‏پذیرند؛ ۲ ـ خود رادیندار می‏خوانند؛ ولی تعریفشان از اباحه با تعریف متداول شریعت، فرق دارد. در این مقاله هرگاه طرفداران اباحیگری یاد می‏شوند، مراد قشر دوم است. سخن از گروه اول را به مجال دیگری می‏سپاریم. بعضی طرفداران اباحیگری معتقدند اباحه عبارت است از عدم منع عقلی و شرعی به فعل یا ترک فعلی. در این مَشرَب فکری، اباحه به همه منهیات گسترش می‏یابد. تنها تعیین کننده منهیات و مکروهات و اصول و ارزشها، عقل عملی و شرایط اجتماعی است. (سروش، سال یازدهم، شماره ۴۷۲، ص ۱۳) مدافعان این نظریه، مفهوم اباحه را در تمامی عرصه‏های زندگی گسترانیده و قلمروی آن را به حوزه‏های فکری، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی، می‏کشانند. این تفکر، با برداشتن حدود الهی، تمام امور را جزء مباحات می‏پندارد و در صدد احیای حداکثر آزادی برای نوع بشر است. با مقایسه این دو دیدگاه و تعریفی که از اباحه به دست می‏دهند، آشکار می‏شود که اگرچه هر دو، معنای جایز بودن فعل یا ترک عمل را اراده کرده‏اند، ولی رویکردها و جایگاه به کارگیری دو نظر، کاملاً متفاوت است. اباحه در اصطلاح شرعی، از مفاهیمی است که موارد استفاده از آن را شارع مقدس معین می‏کند. رویکردی که شریعت برای استفاده از اباحه دارد، از آنجا ناشی می‏شود که خداوند هنگام تشریع احکام، نظر به آسانی آنها داشته و ضمن مراعات توانایی انسان، تکالیف او را مطابق فطرتش وضع کرده است تا عُسر و حرجی برای مکلفین پیش نیاید. (نهج البلاغه / خطبه ۱۰۵) در واقع، اصل اولی در تکالیف شرعی، آسان‏گیری و همچنین در استفاده از نعمتهای الهی، مباح بودن است. مگر آنکه امر یا نهی از طرف شارع مقدس بیان شود. طبق این رویکرد، اباحه قسیم تکالیف دیگر ـ یعنی، حرمت، مستحب و مکروه ـ است. در یک کلام، نگاه شرع به اباحه، نگاهی تکلیف گرا است. طرفداران اباحیگری ضمن نشاندن قسم به جای مقسم ـ یعنی سرایت اباحه به کل تکالیف ـ در واقع رویکردی تکلیف گریز را اراده می‏کنند. نتیجه‏ای که از بحث معنایی حاصل می‏شود، این است که اگر مراد از اباحه، مباح بودن بخشی از احکام و تکالیف و اشیاء جهان هستی است که شارع اذن به ترخیص آنان را داده، این معنا در نظر اسلام صحیح و پسندیده است؛ اما اگر مراد از اباحه، بی قیدی به کل احکام و شریعت است، این معنا مذموم و مردود است.

نظرات شما
نام و نام خانوادگی:
آدرس الکترونیک:  
نظر شما:  
کدامنیتی:
Captcha

لطفاً کد امنیتی را در کادر فوق وارد نمایید.