در این قسمت یک پیام بصورت اتفاقی نمایش داده خواهد شد.
آمار بازدیدکنندگان
بازدید از صفحه:۲۲۳۳۱

بازدید از مقالات
۲۹۸۸۷۵
بازدید کل سایت
۸۹۶۰۷۸۰
ثبت نام خبرنامه
معرفی سایت به دوستان
عنوان مقاله: ایران وجنگ نامتقارن آینده
نویسنده: آیت الله شیخ جعفرسبحانی
دسته بندی موضوعی: نقش معنویت درنبرد ناهمتراز
زبان: فارسی
فهرست محتوای مقاله:
ایران و جنگ نامتقارن آینده محمّد رضا نجفی چکیده جنگ در طول تاریخ بشر برای انسانها یک پدیده اجتماعی چالش برانگیز بوده، هست وخواهد بود؛ چراکه هرکسی ازاین پدیده اجتماعی ویرانگرکه حاصل نتایج عملکرد خود انسان بوده است، تفسیر خاصی متناسب ومنطبق بر منافع وخواسته ها وامال و آرزوهای خود داشته، از آن تمجید کرده، یا آن را رد نموده است.ولی واقعیت این است که این مسئله جای خود را در زندگی بشریت بازکرده است و یکی ازابزار های قدرت ملی هرکشوری درمقابل تهدیدات احتمالی خارجی وداخلی آن به شمار می‌آید. عده ای براین باورهستند که جنگ ادامه سیاست است، ولی آنچه مهم است این که تعیین کنندگان خط مشی کلی هرنظام، سیاست دفاعی خود را، براساس دکترین پذیرفته شده اتخاذ می‌نمایند. پیشرفت علم، تکنولوژی وفناوری نظامی فاصله جنگهارا بسیار دور کرده است .قدرتهای برخوردار از این فناوری به یک شیوه جنگ را مدیریت می‌کنند تا به پیروزی دست پیدا کنند و کشورهایی که به دلایل مختلف از این فناوری وتکنولوژی نظامی محروم هستند، سعی وتلاش خود را درجهتی هدایت می‌کنند که بتوانند این خلأ ایجاد شده را برای کسب پیروزی درمقابل حریف قدرتمند به گونه ای دیگری جبران نمایند تا همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، جنگ آینده ما با دشمن دیرینه این نظام، یعنی آمریکا خواهد بود، أما اینکه کی، کجا، چگونه، وبا چه شدتی، اینها عوامل مجهولی هستند. أما ما باید به آمادگی کامل برسیم و برای رسیدن به این آمادگی جهت دفاع همه جانبه، باید براساس دکترین پذیرفته شده اصول وقوانینی را تدوین کرد که بر مبنای آن و تهدیدات متصور دشمن (نامتوازن) جذب، سازماندهی، آموزش، نیروی انسانی، بودجه بندی، الگوی تسلیحاتی، شیوه های مقابله و... مورد اهتمام قرارگیرد، تابتوان بازدارندگی ویاپیروزی را در شرایط جنگ نامتقارن(نامتوازن) کسب کرد. کلید واژه ها: جنگ، جنگ نامتقارن ( نامتوازن )، دکترین، استراتژی، اصول مقدمه موفقیت و پیروزی در هر جنگی ارتباط تنگاتنگی با شیوه‌ها و تاکتیکهای به کار گرفته شده توسط فرماندهان مجری این سطح دارد، به گونه ای که کسب نتایج سریع در یک نیرو، بستگی به رعایت و به کارگیری اصول درهر عملیات( متقارن ویانامتقارن ) خواهد داشت. این اصول که شامل؛ ابتکار عمل، چالاکی، عمق، همزمانی و مهارت به کار گرفته شده توسط نیروهای عمل کننده خواهد داشت.۱ بدون شناخت شیوه‌ها و تاکتیکهای به کار گرفته شده در جنگهای گذشته توسط طراحان و مجریان آنها در مناطق نبرد، اتخاذ شیوه‌ها و تاکتیکهای مقابله، مشکل فزآینده‌ای برای طراحان و مجریان رو به رو خواهد ساخت. شناخت، آگاهی و دانش نسبت به هر پدیده‌ای که در جهان کنونی به وسیله انسانها به ظهور می‌رسد و با هر پدیده‌ای طبیعی و ... الزاماً زمینه‌های مناسب را برای مقابله با این امور در کلیه سطوح (استراتژی، عملیاتی و تاکتیکی) گامهای بعدی برای حل مشکل مورد نظر برداشته می‌شود، جنگهای فراوانی از هنگامی که انسان خلق شده است به وقوع پیوسته است. گذشت زمان و بهره‌گیری انسان از محیط طبیعی و اطراف خود، کسب تجربه از گذشتگان، کشف فلز و باروت، نبرد در جنگهای مختلف، سبب تغییر و تحول و دگرگونی در نحوه جنگها شده. به هر میزان پیشرفت علمی توسعه پیدا کند، ابعاد صحنه‌ای نبرد به همان میزان تحت تأثیر قرار می‌گیرد و با پیشرفت سلاح و تکنولوژی، تلفات طرفین افزایش پیدا می‌کند. این تحول به طور وسیع و همه جانیه در ابعاد هوایی، دریایی و زمینی به چشم می‌خورد، به گونه‌ای که جنگهای فاصله نزدیک، خود را در سطح وسیع به فاصله‌ای دور تبدیل کرده است، ولی با توجه به پیشرفت تکنولوژی نظامی در فضا، دریا و زمین، آنچه که مهم‌تر از همه می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در پیروزی جنگ برای هریک از طرفین متخاصم فراهم کند، نقش عوامل معنوی است، چرا که بدون وجود معنویت، روحیه، انگیزه، اعتماد و توکل برخداوند ومدیریت ورهبری مناسب در جنگهای آینده (نامتقارن) که دشمن آینده از تکنولوژی وفناوری نظامی پیشرفته ای برخورداراست نتوان به اهداف مورد نظر دسترسی پیدا کرد، در این پژوهش بر این باور هستیم که دشمن اصلی ما آمریکا است و روزی با او مواجه خواهیم شد لذا شناخت شیوه‌ها و تاکتیکهای نیرو های ارتش آمریکا در جنگ سلطه، مسئله و مشکل مورد بررسی ما است. با بهره گیری از تجربیات هشت سال دفاع مقدس رزمندگان اسلام و زمینه را برای شناخت هرچه بیشتر نسبت به شیوه ها و تاکتیکهای به کار گرفته شده توسط متجاوز (آمریکا) در جنگهای گذشته، سازمانهای رزمی ما را برای مقابله و مواجهه با دشمن درجنگ آینده، آماده‌تر می‌نماید؛ این آمادگی و کسب تجربه و مهارت و آموزشهای متناسب با شیوه‌های شناخته شده است. مراکز آموزشی ما را در سطوح مختلف (استراتژی، عملیاتی و تاکتیکی) برای تربیت هرچه بهترنیروها مهیا خواهد ساخت. سؤال اساسی این است که جنگ نامتقارن چیست، ویژگیها واصول حاکم بر آن کدام است؟ ۱. مفاهیم جنگ از نظر لغوی به معانی نبرد، پیکار، رزم، کارزار، آورد، زد و خورد و کشتار میان چندتن و یا میان سپاهیان دو یا چند کشور به وقوع می‌پیوندد، گفته می‌شود.۲ اعتقاد آلن بیرو: «واژه جنگ از ریشه آلمانی، Werra، گرفته شده که به معنای آزمون نیرو با استفاده از اسلحه بین ملتها ( جنگ خارجی) یا گروه‌های رقیب در داخل یک کشور (جنگ داخلی) صورت می‌گیرد » را مطرح می‌کند.۳ جنگ از نظر اصطلاحی عبارت است از درگیری مسلحانه‌ای که بین دو کشور و یا بیشتر در راه تحقق اهداف سیاسی و یا نظامی. بکارگیری نیروهای نظامی برای حل درگیری بین آنها، بعد از بی‌اثر بودن کلیه مساعدتهای دیپلماسی برای رسیدن به یک راه حل سیاسی آغاز می‌شود.۴ لویی چهاردهم؛ در دوره جوانی خود، جنگ را به عنوان بدیلی برای لذات فصل شکار تلقی کرده و فردریک کبیر به آن به عنوان وسیله‌ای برای کسب معروفیت و عظمت شخصی می‌نگریست. « کوینسی رایت»؛ « تجزیه و تحلیل پدیده جنگ مهم‌تر از آن است که به شعرگرایان سپرده شود». در حالی که نویل چمبرلن ؛ آن را به عنوان یک فاجعه دیپلماتیک و اخلاقی تلقی می‌کرد۵. یکی از آشکارترین ویژگیهای تکامل اولیه دولتها دست زدن به جنگهای طولانی و بسیار خونین، به شمار می‌آمد.۶ قرون وسطی: عواملی که شکل سازمان نظامی و روشهای جنگ را تعیین می‌کرد عبارت بودند از: اول: جنبه مذهبی که به جنگ داده می‌شد وآنرا مؤدی به استقرار عدالت می‌دانست.۷ دوم: حصر خدمت نظامی به طبقه صاحب زمین و همچنین مجموعه مقررات قانونی و اخلاقی که در حکم رشتة ارتباط همه افراد ارتش محسوب می‌گردید رامطرح می‌نماید.۸ ۲. دید گاه اسلام در مورد جنگ قرآن کریم نیز به این واقعیت اعتراف دارد و جنگ را از نظر طبیعت بشری سنجیده و می‌فرماید: «کُتِبَ عَلَیکُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ »؛ جهاد بر شما واجب گردیده و حال آنکه برای شما موجب دشواری و کراهت است.۹ جنگ در اسلام و اندیشة پیامبر معظم اسلام(ص) و سایر پیشوایان معصوم(علیهم السلام)‌، «جنگ عادلانه» یا «جنگ دادگرانه» مطرح شده، بدین معنا که هدف اساسی آن مقابله با ستم و بی عدالتی در عام ترین معنای خود می‌باشد. لذا گفته اند: اگر ملتی علیه ملت دیگر دست ستم بگشاید و قصد خود داری از تجاوز هم نداشته باشد، جنگ علیه او عادلانه خوانده می‌شود.۱۰ از نظر اسلام باید در مقابل هرگونه تجاوزی که علیه بلاد اسلامی صورت می‌پذیرد باید با همه امکانات ممکن ازخود دفاع کرد واین دفاع به عنوان یک اصل مشروع تلقی می‌شود وما در طول هشت سال دفاع مقدس همواره به عنوان یک مدافع ودریک جنگ نامتوازن درمقابل دشمن متجاوز ازکشوراسلامی دفاع می‌کردیم. امام امت نیز، ‌« جهاد » و « جهاد فی سبیل الله » را به عنوان یک عبارت پذیرفته بودند و ایشان در کتاب « کشف الاسرار» در این باره می‌فرمایند: جهاد اسلام مبارزه با شرک ها و بی عفتی ها و چپاول ها و بیدادگری ها و ستمگری‌ها است جنگ جهانیان برای به راه انداختن شهوت و لذات حیوانی است. گو که کشور را پایمال شوند و خانواده ها بی سامان گردند.۱۱ طبیعی است که گاهی برای برخی از جوامع بشری شرایطی به وجود می‌آید که هیچ راهی جز توسل به جنگ برای آنها باقی نمی ماند. در این صورت جنگ نه تنها غیر انسانی نیست، بلکه ترک آن جز ذلت چیز دیگری نمی باشد . دفاع از حقوق خود در چنین شرایطی از نظر منطق و عقل و اسلام واجب واز خواص حیاتی هر موجود زنده است.۱۲ ۳. دیدگاه فلاسفه در مورد جنگ کانت: او براین عقید است که جنگ و یا صلح دریک کشور تابع شهروندان آن سامان می‌باشد، ‌اگر آنها براین باوربودند که باید جنگی صورت بگیرد، مشروع است و لاغیر. هگل: اورا معمولاً در زمره ستایشگران بی آزرم خشونت و جنگ می‌دانند. نیچه: طالبان زور در روابط بین الملل معمولاً به او استناد می‌جویند، آثار نیچه سرشار از عبارتهایی است که در تمجید جنگ نوشته شده است ( جنگ خوب هر انگیزه‎ای را مشروع می‌کند و ...). ماکیاولی: همه مردم با دستورالعملی که نظر ماکیاولی را خلاصه می‌کند، آشنا هستند، «هرجنگی به محض آنکه ضروری تشخیص داده شود، عادلانه است » او طرفدار جنگ پیشگیرانه است . به نظر او تنها این نوع از جنگ حقیقتاً خردمندانه است.۱۳ کلوزوتیز: او به عنوان یک تحلیل‌گر، هدفها، وسایل و تمام جنبه‌های جنگ، شهرت یافته است . او براین باور است که وسعت فداکاریها در جنگ، توجیه عقلانی جنگ است، بنابراین، باید باتمام وجود و بطور کامل در مقابل دشمن جنگید، در جنگ، دشمن است که فرمان می‌دهد. در جای دیگر از کتاب « جنگ » از او نقل شده است که: ما دوست نداریم اسم ژنرالهایی را بشنویم که بدون خون ریزی پیروز شده‌اند. اگر نبرد خونین منظره ای ترسناک دارد، مخصوصاً دلیل بر این است که بیشتر به جنگ ارزش داده می‌شود، نه اینکه اجازه داده شود که شمشیرهای ما به علت انسان دوستی، کم کم کند شده، تا اینکه یک نفر با شمشیر تیزی اعضاء جوارح ما را از بدنمان قطع نماید.۱۴ ۴. تعیین حدود و تعریف پدیده جنگ جنگ یک پدیده اجتماعی است، لذا پدیده اجتماعی ازویژگیهای خاصی برخوردار هستند: ۱. اموری ثابت و پایدار نیستند بلکه در طول زمان دچار تغییر و تحول می‌شوند. ۲. پدیدهای اجتماعی امور واقعی هستند ولی با توجه به تنوع در ذهنیت ها و مشاهده گروها، زمینه های فکری، فرهنگی، سیاسی، اجتماعی نظامی از طرز تلقی مشکلات اجتماعی متفاوت است. ۳. پدیده‌های اجتماعی همانند امور اجتماعی دارای واقعیت عینی و خارجی هستند و به عنوان یک جریان عمل اجتماعی پنداشته می‌شوند. ۴. پدیده‌های اجتماعی از طرف گروه های مختلف و افراد جامعه نیز مورد قبول و تایید واقع می‌شود.۱۵ ۵. پدیده‌های اجتماعی اموری خارجی و بی ارتباط با جامعه نیستند و بخشی از حیات جمعی جامعه را تعیین می‌کنند. ۶. انرژی موردنیاز برای بررسی، شناخت ومقابله باپدیدهای اجتماعی بسیارگسترده است. ۷. پدیدهای اجتماعی دارای دو جنبه عینی و ذهنی هستند، زیرا افراد گوناگون، درک و دریافت‌های متفاوتی از آن دارند و امکان نشان دادن به مصادیق خاص در خارج برای آن وجود دارد. ۸ . بروز مشکلات اجتماعی بسترهای لازم را برای تعارض با کل سیستم فراهم خواهد ساخت.۱۶ و ۱۷ گاستون: براین عقیده است که جنگ مبارزه مسلحانه و خونین بین گروه های سازمان یافته است.۱۸ از موارد فوق این گونه می‌توان نتیجه گرفت که جنگ یک: ۱. پدیده اجتماعی است. ۲. یک مبارزه خونین بین دو گروه متخاصم به شمار می‌آید. ۳. یک امرجمعی است. ۴. از ابزاروالات جنگی برای کسب پیروزی علیه یکدیگر استفاده می‌شود. ۵. همواره باهدف و یا اهداف خاصی همراه بوده است ( در دوران استعمار کهن با کشورگشایی و افزایش سرزمینها و قلمرروها همراه بوده و در دوران استعمار نو و فرانو، سلطه اقتصادی و فرهنگی و..همراه است). آتش، سرعت، تحرک، پایه و اساس استراتژیک جنگ را تشکیل داده و صف آرایی نیروها جای خود را به پراکندگی مناسب آنها داده است. با پیدایش نیروی هوایی و به دنبال آن موشکهای دور برد، جنگهای زمینی دچار تغییر و تحول فزاینده‌ای شدند.۱۹ ۵. دکترین نظامی در جنگ آینده از واژه لاتینی Doctrine پدید آمده است. دکترین نظریه و تعالیم علمی، فلسفی، سیاسی، مذهبی و مجموعه‌ای از سیستم‌های فکری است که بر پایة اصول معینی مبتنی می‌باشد. دکترین نوعی از جهان بینی است که برنامه های سیاسی بر اساس آن پایه و بنیاد گرفته باشد. دکترین عبارت از تنظیم اصولی است که بر طبق آن دولت ها مشی خود را بویژه در روابط بین المللی تعیین می‌کنند . دکترینر Doctorinaire شخصی است که از دکترین معینی حمایت و پشتیبانی می‌کند. اصطلاح دکترین در فرهنگ ، ادبیات ، جامعه شناسی و سیاسی به نظریه ، آئین ، یا مکتبی اطلاق می‌شود که بر اساس آن مجموعه ای از مسائل و موضوعات خرد تر تفسیر می‌شود . در یک دکترین یک یا چند اصل بنیادین وجود دارد که دیگر نظریه ها با آنها معنا می‌یابند . اصول بنیادینی که بدان واسطه نیرو ها یا عناصر نظامی اقدامات خود را در راستای تامین اهداف ملی هدایت می‌کنند . دکترین الزام آور است و در مقام عمل نیاز به قوه تشخیص است . دکترین قواعد بنیادی و اصول ریشه ای است که به آن واسطه در هر شاخه ای از علوم ، تحلیل و آزمایش و گرد آوری می‌شود و فعالیتهای آینده را ساماندهی و روش به کارگیری توانمندی ها را در محیط های اجرایی مشخص می‌کند . مجموعه عقایدی که در باب توجیه و بیان و تفسیر قواعد حقوقی از طرف علمای فن اظهار شده است عقاید علما یا دکترین نامیده می‌شود . دکترین تلفیقی از باورهای تصویب شده رسمی در مورد اصول جنگی ـ نظامی است . دکترین عبارت است از بدنه افکار جمع آوری شده در مورد بهترین روش برای استفاده از یک سیستم داده (given sys) یا اجرای یک وظیفه داده. (given task) دکترین یک راهنما برای عمل است که نباید به صورت دل‌بخواهی استفاده شود بلکه باید به آن به عنوان دانش و خرد به دست آمده از گذشته نگاه شود . قسمت عمده دکترین از تجربه به دست آمده است أما از تئوری ، شبیه سازی و بازی (gaming) نیز منتج شده است . دکترین معتبر و مقتدر است نه اینکه فقط یک رهنمود باشد . به هر حال فکر کردن در مورد دکترین یک پیشنهاد خوب است. روح حاکم بر مجموعه اقدامات و جهت‌گیریهای نیروهای مسلح در یک دوره زمانی مشخص دکترین نظامی یک کشور را تشکیل می‌دهد. به هر میزان که دکترین نظامی از نظام ارزشی، تجارب تاریخی شرایط و مقتضیات روز، ماهیت جنگهای هر عصر و... برخوردار باشد، بر شیوه جنگیدن، ساختار نیرو، تکنولوژی تسلیحاتی مورد نیاز برای جنگهای آینده یک کشور تأثیر‌گذار است. در مجموع نسبت بین دکترین نظامی و جنگ آینده دو طرفه است و بین این دو مفهوم، تعاملی انکار‌ناپذیر وجود دارد و از طرف دیگر خود نیز بر چگونگی مواجه شدن یک کشور با جنگ آینده‌اش تأثیر‌ قطعی دارد. به عبارت دیگر، دکترین نظامی از مفهوم جنگ آینده به معنای عام و کلی در رویکرد دوم نسبت به مفهوم جنگ آینده که در ابتدا اشاره شد، تأثیر ‌می‌پذیرد.۲۰ همچنین اساس هر دکترین نظامی را می‌توان به شرح زیر بیان نمو‌د: ـ روشن ساختن نیاز به آمادگی‌های نظامی، ـ مشخص نمودن نوع و چرخه تهدید نظامی. دکترین نظامی دارای ویژگیهای زیر می‌باشد: الف. دارای خاصیت دینامیکی است. ب. ریشه در واقعیات و توانائیهای موجود دارد. پ. درسهای جنگهای گذشته را مرور می‌کند. ت. ماهیت جنگهای فعلی را منعکس می‌کند. ث. توسعه‌های فکری و تکنولوژی را برای پیروزی در حال و آینده به دنبال خواهد داشت. ج. از طیف متنوعی از منابع استخراج می‌شود. چ. جهت توسعه تکنولوژی تسلیحاتی را مشخص می‌کند. ح. ساختار نیروهای مسلح را مشخص کند. خ. محتوای آموزش در نیروهای مسلح را تعیین می‌کند. د. راه‌کار عملیات رزمی را ارائه می‌دهد. ذ. منبع استخراج برنامه‌های تفصیلی مراکز آموزشی و فرهنگی نیروها است. ر. ساختار سازمانی نیروها را مورد بررسی قرار می‌دهد. محتوای آموزش، خود یک دکترین است. هرچه آموزش داده می‌شود، حتی اصول و قواعد اساسی رزم زمینی نیز دکترین است. جنگهای آینده بیشتر حول محور، سلاحهای کشتار جمعی، نظیر موشکهای دوربرد، سلاحهای شیمیائی، بیولوژیکی همگام با سایر تکنولوژیهای پیشرفته نقش تعیین‌کننده‌ای را در فرآیند جنگهای آینده، ایفاء خواهند کرد. نسبت ما با تهدید آمریکاییها نسبتی شتاب‌دار و نزدیک‌شونده است. و این وضعیت به گونه‌ای است که نه ما و نه آمریکاییها نمی‌دانیم که چه وقت با هم درگیر خواهیم شد؟ کجا درگیر خواهیم شد؟ و با چه شدتی درگیر خواهیم شد؟ و هر دو طرف در یک شرایط غیر قابل پیش‌بینی با کمیتها و پارامترهای غیر‌قابل اندازه‌گیری رو به رو هستیم که در ناشناخته‌ترین شرایط از جهت ابعاد و ماهیت صحنه جنگ آینده قرار داریم. بنابراین بهترین راه برخورد با شرایط غیر‌قابل اطمینان، آمادگی در هر وضعیت است، چون نمی‌دانیم، چه زمانی از کجا و با چه شدتی مورد حمله قرار خواهیم گرفت، بنابراین مجبور هستیم نگاهی بدبینانه به شرایط داشته باشیم و حس کنیم که برخورد آنها با ما از نوع برخورد شدید و عملیاتهای گسترده است و جنگ پرشدت یا جنگی‌ که آنها از آن به جنگ تمام عیار یاد می‌کنند، خواهد بود. ولی بطور قطع و یقین می‌دانیم که دشمن آینده ما از سوی دشمنی به نام ایالات متحده آمریکا خواهد بود و آمریکا نوع و شیوه جنگ خود را در سطح کشور در برخورد با دولتهای ایران در چند صحنه در طی یک دهه اخیر آزمایش کرده است.۲۱ واز موارد فوق این گونه نتیجه می‌گیریم که دکترین هر کشوری، اصول، قواعدوراهنمای حاکم براقدامات آن کشور به شمار می‌آید وبه نظر می‌رسد جنگ آینده (ج.ا.ا)را هم دکترین حاکم براین کشور مشخص خواهد کرد.۶. استراتژی عملیات نظامی تعریف استراتژی استفاده از درگیری برای دست‌یابی به هدف جنگ است، و در جای دیگر تطابق عملی ابزار موجود در اختیار یک ژنرال نظامی، برای دست‌یابی به هدف مورد نظر یاد می‌شود. هر دو تعریف بر استفاده از نیروی نظامی، سلاح‌ها، ظرفیتها و توانائیهای آنها، اشاره دارد. ولی دراین قرن، استراتژی دیگر محدود به ارتش نیست. مردم از «استراتژی کلان»، «استراتژی ملی» و «سیاست و امنیت ملی» سخن می‌گویند.۲۲۷. تعاریف جنگ نامتقارن تقارن بر وزن تفاعل به معنا باهم قرین شدن می‌باشد وتقارن از ریشه قرن به معنای نظیر، مانند، کفو و همانند می‌باشد. متقارن اسم فاعل باب تفاعل یعنی آن چیزی که همانند و نظیر دیگری است. درارتباط باجنگ نامتقارن تعاریف متعددی به عمل آمده که شامل موارد زیر می‌گردد: به کارگیری رویکردها ی غیر قابل پیش بینی یا غیر متعارف برای خنثی نمودن یا تضعیف قوای دشمن و در عین حال بهره برداری از تقاط آسیب پذیراو از طریق فن آوری های غیر قابل انتظار یا روشهای مبتکرانه علیهدشمنی که ازتوان رزم بلائی برخوردار است رامی توان تصورکرد۳۱. و یا نبرد بین نیروهای غیر مشابه:۳۲ رویکردهای نامتعارفی که دشمن ضمن بهره برداری از نقاط آسیب پذیر ما، از نقاط قوت ما بر حذر مانده یا آنها را تضعیف می‌کند (استراتژی ملی آمریکا سال ۱۹۹۹) . جنگ نامتقارن به جنگی گفته می‌شود که طرفین درگیر نه تنها آرایش و تاکتیک متناسب با یکدیگر ندارند بلکه در نبرد با یکدیگر از روشهای خاص ومنحصر به فرد خود استفاده می‌کنند.۳۳ درگیری که خارج از اصل و قاعده صورت گیرد، با یک شیوه غیر معمول و فریب آمیز جهت تأثیر گذاردن بر موازنه و برابری نیرو در مقابل دشمن (دیوید.ال کانگ ـ ژنرال ارتش آمریکا) . یک درگیری خارج ازاصل و قاعده پذیرفته شده در جنگهای متقارن (کلاسیک) و ضربه به دشمن از طریق شناسایی نقاط ضعف و آسیب پذیریهای آنوبه بیان دیگر یعنی برخورد منطقی با شرایط، زمانی که می‌دانیم به هیچ وجه نمی‌توان از مرسوم و شیوه های جنگ متقارن (کلاسیک) دشمن را مغلوب کرد، انتخاب نبرد نامتقارن منطقی ترین شیوه می‌باشد.۳۴ جنگ نامتقارن که امروز در قالب استراتژی عملیات، تاکتیک، تکنیک و شیوه نبرد مورد توجه کارشناسان و صاحب نظران امور نظامی می‌باشد بیش از یک دهه نیست که درادبیات سیاسی و نظامی غرب مطرح شده است و شاید یکی از دلایلی که باعث شده این مفهوم مورد توجه قرار بگیرد، ازبین رفتن نظام دو قطبی به طور عام و تبدیل شدن آمریکا به یک تهدید جهانی برای کشورهای دنیا به طور خاص می‌باشد. برخی صاحب نظران که بعضاً به قدرت های بزرگ نظامی وابسته هستند، جنگ نامتقارن را یک پدیده تروریستی و نقطه عطف آن را در غرب، حادثه ۱۱سپتامبر سال ۲۰۰۱ در آمریکا می‌دانند. أما وجه غالب ادبیات نظامی غرب در زمینه تعریف فوق بر محور دو توده متخاصم در جنگ نامتقارن یعنی دو طرف ضغیف و قوی استواری است که توجه این نکته و جنبه تأثیر جنگ روانی نامتقارن حائز اهمیت است. محافل نظامی دیگری نیز هستند که نگاه متفاوتی بر این نگرش دارند، از دیدگاه آنان جنگ نامتقارن رویکردی است که در روند طبیعی برآمده از سیر تاریخی جنگ در مقاطع مختلف شکل گرفته و متحول می‌شود و ضمن بیان مفاهیم جدید و هدایت مسیر تاریخی جنگ، چالش های فراوان و ناگواری را پیش روی قدرت های رزمی نظامی جهان قرار دهد. جنگ ویتنام اولین جنگی بود که در آن نیروهای مسلح آمریکا توسط ویتنام مغلوب شد. جنگ ویتنام نشان داد که آمریکا در مقابل جنگ نامتقارن ویت کنگ ها ناشیانه عمل می‌کند. جنگ اسرائیل و حزب الله لبنان نیز نشان داد که اسرائیل با تمام تجهیزات در مقابله با حزب الله ناموفق عمل کرده و حزب الله هم اکنون می‌تواند ضربات مهلکی را به ارتش اسرائیل وارد نماید. در نگاه غرب، انسانها اسکلت‌هایی هستند که در کنار ابزارها شکل پیدا می‌کنند و فقط در کنار تکنولوژی قدرت پیشروی دارند ولیکن در ادبیات نظامی کشورهایی مانند ج.ا.ا محور اصلی قدرت انسان می‌باشد. درست برعکسِ انسانِ تکنولوژی محور، نتیجه جنگ را اراده مشخص می‌کند نه تکنولوژی. ـ سون تزو؛ مهم‌ترین کار در جنگ را، حمله به استراتژی دشمن وبه مراکز ثقل دشمن (مراکز سیاسی، اقتصادی و تصمیم گیری و...) می‌داند و می‌گوید: کاری کنید دشمن نقاط ضعف شما را قوی و نقاط قدرت شما را ضعیف ببیند. ـ ماکیاولی ؛ باور ندارم زور به تنهایی در جنگ کافی باشد، أما فریب به تنهایی کافی است. ـ کلاوزویتس ؛ نباید جنگ را یک خون ریزی و کشتار دو طرفه فرض کنیم که انهدام روحیه دشمن از انهدام سربازانش مهم‌تر است. باتوجه به مواردمذکور وباتوجه به این سخن کلاوزویتس که درشماراندیشمندان جنگهای انقلابی به شمار می‌آید بهترین جنگ را حمله به استراتژی دشمن می‌داند. استراتژی دشمن درجنگ آینده چیست؟باید براین باورباورباشیم که همواره استراتژیهای مختلف ازدکترینها (که روح حاکم بر اقدامات هستند) نشأت می‌گیرد و آن همانند نوری است که ازرأس منشور برتمامی قاعده ساطع میشود و باید به آنها توجه کرد. جنگ نامتقارن: جنگی که در آن امکانات طرفین به لحاظ حجم و تکنولوژی قابل مقایسه و برابر نیست، لیکن طرف ضعیف‌تر می‌تواند با بهره‌گیری از نقاط ضعف طرف قدرتمند و با به کارگیری روش‌های غیرمعمول و مبتکرانه بر او ضربه وارد نماید.۳۶ ماهم به مدد تجربیاتی که در گذشته از جنگ خودمان گرفتیم و هم به یاری تجربیاتی که از سه جنگ بزرگ آمریکاییها در منطقه (دوبار با عراقی ها و یک بار با افغانها) الگو و مدلی طراحی کرده ایم تحت عنوان مدل «جنگ نامتقارن» یعنی: جنگی که در آن نقاط قوت در برابر ضعف دشمن قرار داده می‌شود و به دشمن امکان داده نمی شود که از همه نقاط قوت خود به خوبی بهره برداری کند.۳۷ همه صاحب نظران نظامی براین نکته اتفاق نظر دارند که مهم‌ترین کار در یک نبرد، حمله به استراتژی دشمن است. ایجاد گسست در استراتژی دشمن، سررشته امور را از دست وی خواهد گرفت و به عبارت دیگر، خلاقیت و ابتکار عمل که ضامن استمرار اجرای طرحهای عملیاتی دشمن است را با اختلال مواجه خواهد ساخت. گروهی از صاحب نظران نظامی همانند «ویلیامسون، موری، هارولدکی» بر این باور هستند که «به احتمال قریب به یقین، جنگ آینده آمریکا را غافلگیر خواهد کرد» ولی به هر حال رخ خواهد داد و ارتش آمریکا مجبور خواهد شد نه به میل خود بلکه به اقتضای شرایط با آن درگیر شود.» آن چیزی که همانند ادوار گذشته جنگ آینده را تحت سلطه خود خواهد داشت عواملی چون؛ ماهیت اساسی جنگ؛ یعنی این واقعیت که تیرگی، اصطکاک، ابهام و عدم قطعیت است که میادین جنگ آینده را تحت شعاع خود قرار خواهد داد.۳۸ "کوئینسی رایت " با تأکید بر جنبه حقوقی جنگ، فکر می‌کند جنگ شرط قانونی است که به دو یا چند گروه متخاصم فرصت می‌دهد تا نزاعی را با نیروهای مسلح صورت دهند. "کلاوزویتس " با توجه به مقاصد جنگ می‌گوید که (جنگ اعمال خشونت باری است که هدفش وادار کردن حریف به اجرای خواسته‌های ماست. "ماتنز" معتقد است که جنگ عبارت از مبارزه بین انسانها است. "فون بوگوسلافسکی" جنگ را چنین تعریف می‌کند: منازعه گروه مشخصی از انسانها، قبایل، ملت‌ها، مردم یا دولت‌ها علیه یک گروه مشابه یا متجانس دیگر. ما به سهم خود تعریف زیر را پیشنهاد می‌کنیم «جنگ مبارزه مسلحانه و خونین بین گروههای سازمان یافته است.»۳۹ ۱. به کار‌گیری رویکردهای غیر‌قابل پیش‌بینی یا غیر‌متعارف برای خنثی نمودن یا تضعیف قوای دشمن و در عین حال بهره‌برداری از نقاط آسیب‌پذیر او از طریق فن‌آوری‌های غیر‌قابل انتظار یا روشهای مبتکرانه۴۰ و نیز از آن به عنوان درگیری دو نیروی متخاصم ناهمگون، همانند درگیری نیروی هوایی یک کشور با کشور دیگری که از این امکان برخوردار نیست و یا اینکه امکان استفاده برای او وجود ندارد. همانند، ( جنگ سلطه) حمله آمریکا به عراق و عدم توانایی عراق در بهره‌برداری از امکانات نظامی خود، در مقابل سلاح‌ها و تکنولوژی پیشرفته آمریکا که می‌تواند در سطوح استراتژیکی، عملیاتی، تاکتیکی و تسلیحات و نیروی انسانی باشد.۴۱ جنگ آینده: منظور، جنگ احتمالی آمریکا علیه کشور ما می‌باشد که احتمالاً با متحدین او همراه خواهد بود. چه تفاوتی بین جنگ متقارن و نامتقارن وجود دارد:۸ . ماهیت جنگ آینده مقام معظم رهبری در ارتباط با ماهیت جنگ آینده می‌فرمایند: «ممکن است تهاجمات در آینده این‌چنین صریح و روباز و سهل‌الدفع نباشد و ممکن است پیچیده‌تر باشد و لذا پیچیدگی و ایمان قوی لازم است. من عرض می‌کنم دفاع از اسلام در دوران نبی‌اکرم (ص) آسان‌تر از دفاع در دوران امیر‌المؤمنین(ع) بود، چون اینجا قضیه پیچیده‌تر بود و چنین چیزی در آینده ممکن است، زیرا استکبار جهانی، ابزارهای گوناگونی را در اختیار دارد.»۴۳ هنگامی که از جنگ آینده سخن به میان می‌آید اولاً باید مشخص شود جنگ آینده با چه کشوری؟ ثانیاً جنگ آینده کشور معین چه زمانی؟ ثالثاً در مقابل چه تهدیدی؟ با تعیین این متغیرها می‌توان مفهوم جنگ آینده را به عنوان یک واحد سیاسی به خوبی درک کرده از نظر مفهوم با توجه به انقلاب در امور نظامی و براساس این رویکرد، جنگ آینده، جنگی است که ماهیتاً با جنگهای گذشته خود متفاوت خواهد بود. براساس این دیدگاه، جنگهای آینده جوامع پیشرفته صنعتی، حداقل از سه ویژگی ذیل برخوردار است. به دست ارتشهای حرفه‌ای انجام می‌گیرند و شهروندان عادی در آن شرکت ندارند. حتی المقدور، کوتاه مدت و سریع هستند تا از اتلاف منابع انسانی و اقتصادی جلوگیری بعمل آید. تمیز و بسیار دقیق هستند و باعث نابودی دشمن حتی به دور از انظار عمومی می‌شوند، این کار از طریق ایجاد پیوند نزدیک میان کنترل اطلاعات، تصویرپردازان و جنگ‌آفرینان امکان‌پذیر شود. آنطور که صاحب‌نظرانی مانند «ژنرال گوردون آر، سولیوان» و سرهنگ «جیمز ام. دوبیک» اشاره می‌کنند، ماهیت جنگ آینده را همانند ماهیت جنگهای گذشته، می‌دانند. جنگ آینده یک ضرورت و پدیده اجتناب‌ناپذیر و قطعی در زندگی آینده جوامع بشری و جامعه‌ جهانی است. رمز موفقیت در کشور‌داری و بویژه در امور نظامی شناخت شدنیها و متمایز ساختن آنها از ناشدنیها است، به نسبت پا زدن به این اصل نیز موجب تباهی خواهد گردید.۴۴ نکته دیگر اینکه با صراحت می‌توان اظهار داشت که هنوز نمی‌دانیم چه اتفاقی ممکن است در آینده رخ دهد، ما قادر نیستیم اطلاعات زیادی راجع به آینده به دست آوریم. أما گذشته عبرتی است برای آینده و أما سؤال جالب این است که «دانستن چه نکاتی در مورد آینده برای سیاستمداران و برنامه‌ریزان دفاعی حائز اهمیت است؟»۴۵ تصور جنگ آینده از نظر ماهیت، زمان، مکان و طرفهای رویارو، معمولاً بر اساس ماهیت کلی جنگ در عصر خاصی، جنگهایی که در سایر نقاط جهان به وقوع پیوسته، تجربیات تاریخی کشور مورد نظر و جنگهایی که بر آن اتفاق افتاده است، شرایط خاص ژئوپولتیکی و ژئواستراتژیکی گستره منافع علمی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی و محیط منطقه‌ای و بین‌المللی آن شکل می‌گیرد.۴۶اصول حاکم بر جنگ نامتقارن: جنگ نامتقارن که از سال های پایانی قرن بیستم وارد ادبیات نظامی شده است، به رویارویی دو قدرت ناهمطرازاشاره داردکه طرف ضعیف ضمن اجتناب ازمواجهه بانقاط قوت طرف مقابل، درچارچوبی خارج ازقواعدقابل هضم برای دشمن، نقاط ضعف او را مورد حمله قرار می‌دهد. در جنگ نامتقارن همه مؤلفه ها از قبیل استراتژی، طرح ریزی، ابزار و تجهیزات، فن آوری و نیروی انسانی باز تعریف و بر مبنای این اصل اساسی و در میدان غیرقابل انتظار دشمن، مجدداً طراحی می‌شوند. با مطالعه جنگهایی که در طی سال های اخیر از سوی آمریکایی ها، در منطقه اتفاق افتاده است و با بررسی و تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف آنان در صحنه نبرد، اصول دوازده گانه ای تحت عنوان اصول نبرد نامتقارن برشماری شده است که الزامات جنگ احتمالی ما با آمریکایی ها می‌باشد و در واقع مبنای طرح ریزی ها و برنامه ریزی ها قرار گرفته است.نتیجه گیری: این واقعیت را باید پذیرفت که قدرتهای بزرگ همواره در طول تاریخ به دنبال گسترش قلمروی سرزمینی، دست یابی به مناطق استراتژیکی، منابع اقتصادی و تأمین منافع ملی خود بودند و لذا آمریکا با استفاده از قدرت ملی خود با بهره مندی از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، تبلیغاتی و قدرت نظامی توانست در سال ۲۰۰۳ با استفاده از توانمندی همه جانبه نظامی به طور همزمان از محورهای مختلف (ترکیه، اردن، عربستان، کویت) با استفاده از لشکرهای زرهی، پیاده نظامی، تفنگداران دریایی و هوابرد و با بهره گیری از بالگردها و موشکهای کروز، از زمین و هوا و دریا و ... توانست حملات همه جانبه خود را علیه دشمن آغاز نماید و پس از ۲۱ روز توانست کشور عراق را اشغال نماید و برای این اشغال هزاران نفر کشته و زخمی بجای گذاشته و میلیاردها دلار هزینه مالی برای این اشغال تا سال ۲۰۰۶ هزینه کرده و در حال حاضر (۲۰۰۸) به دنبال این است که به نحوی از این ویتنام دوم رهایی پیدا کند.وباتوجه به شناختی که درجنگهای معاصراز استراتژی نظامی، عملیاتی وتاکتیکی از آمریکا به دست آمده است( کوتاه شدن زمان جنگ، همزمانی، اجتناب ازورود به شهرها، افزایش سرعت عمل، اجتناب ازفرسایشی شدن جنگ، خطی نجنگیدن و....)وتجربه هشت سال دفاع مقدس وتجربه جنگهای گذشته اقدام به تدوین استراتژی نظامی، عملیاتی وتاکتیکی براساس دکترین پذیرفته شده نمود وبراساس آن اقدام به بودجه بندی، جذب نیروی انسانی، انتخاب الگوی تسلیحاتی مناسب، آموزش، سازماندهی و به کارگیری آنها در جنگ آینده نمود ودراین فرآیند با توکل واطمینان واعتماد به او که فرموده است: ان تنصرواالله ینصر کم ویثبت اقدامکم.وبا بهره گیری از روحیه، انگیزه، شهادت طلبی، ایمان، بصیرت، آگاهی، دانش، ولایت مداری، وحضورگسترده بسیجیان سلحشور در سرتا سر میهن اسلامی وقلمرو متنوع جغرافیائی واتخاذ تدابیر مناسب درکنار سایر عوامل، امید است زمینه های پیروزی را بری ملت مسلمان ایران فراهم نماید. ان شاء الله. پی نوشت‌ها: ۱. الوین وحیدی، ص۱۴۰، ۱۳۷۴. ۲. آئین نامه رزمی آمریکا، ص۵- ۱۰۰، ۱۹۹۸. ۳. عهد، ۱۳۶۵، ص ۵۱۲. ۴. فرهنگ علوم اجتماعی، ۱۳۶۶، ص ۴۴۹. ۵. فتحی امین، ۱۹۷۳، ص ۱۶۵. ۶. آنتونی گیدنز، منوچهر صبوری، ۱۳۴۷. ۷. گاستون بتول، ۱۳۷۴. ۸ . فن جنگ، پیروزان، ۱۳۷۳، ص۴۰. ۹. بقره، آیه ۲۱۶. ۱۰. صحیفه نور، ج ۱۳، ص ۱۰۹. ۱۱. جمشیدی، ۱۳۸۰، ص ۵۹۴. ۱۲. احمد حسینیا، ۱۳۷۸. ۱۳. پیروزان، ۱۳۷۳. ۱۴. پیروزان، ۱۳۷۳، ص ۱۳۸۰. ۱۵. شیخی، ۱۳۸۵، ۴۳ ـ ۱۹. ۱۶. پاشا، ۱۳۸۵، مبانی جامعه شناسی. ۱۷. نظریه¬های جامعه شناسی، مبانی جامعه شناسی، بروس کوئن و غلامعباس توسلی، رضا فاضل، ۱۳۷۲. ۱۸. گاستون بوتول ۱۳۷۴، ص ۳۳. ۱۹. کبورق ۱۳۷۰، ص ۵۷. ۲۰. درویش، ۱۳۷۰، ص ۴۵. ۲۱. سلامی، ۱۳۸۱، ص ۷۵ ـ ۸۵ . ۲۲. هانتینگتون، سرمستانی، ۱۳۸۲، ص ۲۵. ۲۳. جان پیترز، ۱۳۷۸. ۲۴. جنگ سلطه، ۱۳۸۲. ۲۵. سلامی، ۱۳۸۱، ص ۶۱ ـ ۶۲. ۲۶. حاتمی، ۱۳۸۲، ص ۵. ۲۷. فصلنامه دفاعی تاکتیکی، شماره ۵، ص ۱۳۷. ۲۸. کرمی، ۱۳۷۹. ۲۹. فصلنامه دفاعی تاکتیکی، ۱۳۸۱. ۳۰. FM-۱۰۰-۵، ص ۱۰۶. ۳۱. ستاد مشترک ارتش آمریکا، ۱۹۹۹. ۳۲. روبرت اج آلن، ستاد مشترک ارتش آمریکا، ۱۹۹۵، انتشارات مشترک. ۳۳. دافوس (دوره فرماندهی و ستاد)، ۱۳۸۱. ۳۴. کرمی، ۱۳۷۷. ۳۶. سلامی، ۱۳۸۲. ۳۷. رابرت اچ اسکیلنر، حیدری، ۱۳۸۴. ۳۸. گاستون بوتول، ۱۳۷۴، ص۳۳. ۳۹. ستاد مشترک ارتش آمریکا، ۱۹۹۹، ص۴۰. ۴۰. مکنزی، ۱۳۸۲، ص ۴۶. ۴۱. اصول قواعد رزم، ۱۳۷۶. ۴۲. زمزم ولایت، ۱۳۶۹، ص ۴۷. ۴۳. علیخانی، ۱۳۷۸، ص ۱۷۲. ۴۴. کرمی، ۱۳۷۹، ص ۱۰۹. ۴۵. رستمی، ۱۳۸۲، ص ۶۳. ۴۶. محمدی، ۱۳۸۲، ص۲۰۹ـ ۲۱۸. ۴۷. جنگ نامتقارن، دانشکده افسری، ۱۳۸۲. ۴۸. کرمی، ۱۳۷۹. ۴۹. امینیان، ۱۳۷۹. ۵۰. ظریف منش، ۱۳۸۲، ص۱۴. ۵۱. کی. جی. هالستی، میرطاهر، ۱۳۸۰، ص ۷۵. منابع: ۱. گاستون بوتول، هوشنگ فرخجسته، جامعه شناسی جنگ، انتشارت علمی فرهنگی، ۱۳۷۴. ۲. مجموعه سخنرانیهای سردار سلامی، معاونت عملیات ستاد مشترک، تهران، ۱۳۸۱. ۳. اصول وقواعد رزم، دانشکده فرماندهی وستاد، ۱۳۷۶. ۴. کنت مکنزی، ترجمه عبد المجید حیدری، محمد تمنائی، دانشکده فرماندهی و ستاد، تهران، ۱۳۸۲. ۵. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دوره عالی جنگ، ۱۹۹۱. ۶. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همایش جنگ نامتقارن، دانشکده اصفهان، ۱۳۸۲. ۷. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همایش جنگ نامتقارن، دانشگاه امام حسین(ع). ۸ . الوین وهیدی تافلر، ترجمه محمد بشارت، جنگ وپادجنگ، تهران انتشارات اطلاعات، ۱۳۷۴. ۹. ارتش جمهوری اسلامی، اطلاعات رزمی، ۱۳۷۲. ۱۰. دکترین علیات مشترک، ترجمه محسن حاتمی، دانشکده فرماندهی وستاد، تهران، ۱۳۸۲. ۱۱. دکترین عملیات نیروی زمینیِ آمریکا، اف-ام-۱۰۰-۵، ترجمه ارتش جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۹. ۱۲. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دانشگاه امام حسین (ع)، مجله سیاست دفاعی، ش ۵، ۱۳۷۹. ۱۳. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دانشگاه امام حسین (ع)، مجله سیاست دفاعی، ۱۳۸۱. ۱۴. جنگ سلطه، معاونت اطلاعات، لشکر ده سیدالشهدا(ع)، ۱۳۸۲. ۱ ـ ۵. مقایسه دکترین و اصول اصول بنیادی که نیروها ی نظامی به وسیله آنها اعمالشان (عملیات‌هایشان) را در حمایت اهداف ملی جهت می‌بخشند . که آن امری معتبر و موثق می‌باشد أما در عمل نیاز به قوه تشخیص دارد. دکترین نظامی آن چیزی است که بطور رسمی مورد باور قرار می‌گیرد و تدریس می‌شود (آموخته می‌شود) در مورد هدایت امور نظامی به بهترین وجه ممکن.۲ ـ ۵. روابط دکترین با استراتژی ۱. تمام کارکردهای سه گانه دکترین با تصمیمات استراتژیک به ثمر می‌نشینند. ۲. دکترین پایگاه دانشی برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک است. ۳. دکترین همواره تا حدی مجرد (انتزاعی) است و بدین ترتیب نهادی را ایجاد می‌کند که تفکر از آنجا آغاز می‌شود و زمانی است که با تصمیمی خاص و ملموس رو به رو می‌شویم. ۴. بدون دکترین، استراتژیست باید بدون اشاره به مرجع و راهنما تصمیم بگیرد و لذا مدام با دوباره کاری مواجه شده و اشتباهات گذشته را تکرار می‌کند. ۵. دکترین برتر باید انباری از تجربه و تحلیل یافته‌ها و حکمت نظامی باشد و باید راهنمایی استراتژیست درتصمیم گیری باشد. ۶. تنها دکترین نیست که روی تصمیمات استراتژیک تأثیر گذار است بلکه عوامل متعدد دیگری اعم از سیاسی و اقتصادی و ... نیز هست و به هر میزان که آنها توسعه یابند امکان پیروزی کمتر می‌شود ( مثال جنگ ویتنام و کره). ۷. به همان میزان که دکترین در نگاه تصمیم گیرنده مهم است آن را در انتخاب استراتژی تأثیر می‌دهد. ۸ . دکترین و استراتژی بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند. دکترین بر استراتژی اثر می‌گذارد و نتایج استراتژی تبدیل به نتایجی می‌شوند که اساس دکترین خواهند بود.ارتباط موارد فوق باهمدیگر درراستای رسیدن به یک اصول مناسب برای جنگ آینده یک ارضروری تلقی شود. ۱ ـ ۶. نقش استراتژی نقش «استراتژی نظامی» به عنوان یک مبحث مهم و تعیین کننده، همچنان باقی است. طراحی استراتژی نظامی بر اساس اصول و دیدگاه‌های خود و نه بر اساس مقابله با تهدیدات دشمنان احتمالی، بیشتر یک امتیاز تشریفاتی و ویژه محسوب می‌شود که کشوری شده است. همه کشورها براین باور هستند که باید بر اساس یک «استراتژی نظامی» مطلوب، تلاش کنند جنگ را به نفع خود هدایت و به پایان برسانند. برای پیروزی در یک جنگ، تکنولوژی پیشرفته نظامی واستراتژی نظامی دقیق وهماهنگی کامل؛ اهداف کلان سیاسی و ملی زمینة موفقیت در هدایت جنگ را فراهم خواهد ساخت.۲۳ ولی ما براین باورهستیم که اساس جنگ (شکست و یا پیروزی) را ابزار، تکنولوژی وبا فناوری نظامی نیست که تعین می‌کند، بلکه عوامل دیگری در کنارابزاروجودداردکه‌بنظرمی‌رسد صاحبان‌قدرت‌ظاهری ازآن غافل هستند وآن روح معنویت است که توانست درطول هشت سال دفاع مقدس بارهبری پیامبرگونه امام(ره) رزمندگان اسلام را رهبری کرده وجنگ را به پیروزی برساند. وجنگی که فرماندهی محترم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وقت(سردار محسن رضائی) از آن به عنوان جنگ انقلابی یاد می‌کنند. ۲ ـ ۶. تقسیم‌بندی استراتژی عملیات نظامی مرحله اول: نبرد هوائی استراتژیک. مرحله دوم: تهاجم‌هوایی درصحنه عملیات است‌که به‌نبردهوایی عملیاتی اختصاص دارد. مرحله سوم: فرسایش قدرت رزمی زمینی، که این عمل هم عمدتاً از طریق تلاشهای هوایی صورت می‌گیرد و این مصادیق را می‌توان در جنگ افغانستان، جنگ ۱۹۹۱ و جنگ سلطه به خوبی به تصویر کشید، ابتدا ایجاد زمین سوخته و سپس بکار‌گیری قدرت نیروی زمینی از تاکتیکهای نیروهای آمریکایی است. مرحله چهارم: در این مرحله که بدون وجود مقاومت خاصی، تک زمینی خودشان را انجام خواهد داد، تلاش در جهت کاهش توان رزمی نیروهای زرهی و مکانیزه تا حداقل نصف و پذیرش تلفات یگانهای آمریکائی در مقابل نیروهای زبده را این گونه تعریف می‌کنند۲۴. آستانه تحمل میزان ‌پذیرش تلفات نیروهای آمریکائی در مقابل حریف (بدلیل تکنولوژی محور بودن بسیار پائین است)، از سه گروهان در یک تیپ نباید بیشتر شود، و این خود یکی از مهم‌ترین آسیب‌پذیریها و شکنندگیهای آنها در جنگ زمینی درجنگ آینده خواهد بود.۲۵ ۳ ـ ۶. سطوح مختلف جنگ سه سطح استراتژیکی، عملیاتی وتاکتیکی جنگ چشم‌اندازهای نظری هستند که ارتباطات بین اهداف استراتژیک و عملیاتهای تاکتیکی را توضیح می‌دهند۲۶ سطوح جنگ از عوامل اصلی دکترین نظامی به شمار می‌آید. همانگونه که اشاره شد نیروی زمینی بر اساس دکترینی که از یک سری تدابیر سرچشمه گرفته است، می‌جنگد. دکترین دیدگاه و نظریه مشترک نیروی زمینی در خصوص چگونگی جنگ، و نحوه ایجاد تغییر توسط آن بحث می‌نماید. دکترین زبان و هدف مشترکی به نیروی زمینی می‌دهد، و اقدامات بسیاری از عناصر پراکنده را در یک فعالیت گروهی، انسجام، وحدت و یکپارچه می‌سازد.۲۷۱ ـ ۷. تفاوت جنگ کلاسیک با نامتقارن جنگ کلاسیک؛ یعنی یک جنگ منظم، با شیوه‌ها و تاکتیکهای مشخص و معین و برآورد تواناییهای رزمی دو طرف بر اساس عوامل مادی و معنوی، که یک نوع همگونی و تعادل در بین این دو نیروی متخاصم وجود داشته باشد. در یک جنگ متقارن نیرویی به پیروزی می‌رسد که سازماندهی منظم تر و کارآمدتر نظامی به همراه حجم تسلیحاتی بیشتر و فن آوری پیشرفته تر نظامی و اطلاعاتی داشته باشد. أما در جنگ نامتقارن هیچ چیز به طور کامل قابل پیش بینی نیست، زیرا جنگ نامتقارن، جنگی نامنظم باشیوه های نامشخص و روشهای نامعین و محاسبات و بد ون مبتنی بر امکانات و تجهیزات می‌باشد و اساساً جنگ نامتقارن زمانی انتخاب می‌شود که دو طرف منازعه درشکاف عمیقی ازنظر قدرت دفاعی و فن آوری تسلیحاتی قرار دارند یعنی زمانی که تفاضل قدرت فیزیکی بین طرفین منازعه بسیار زیاد باشد. استراتژیستهای نظامی، به کارگیری عملیات نامتقارن را با عواملی از این قبیل می‌سنجد: ـ ضریب اطمینان عملیات نامتقارن تا چه میزان است؟ ـ قدرت تدافعی دشمن در مقابل چنین رخدادهایی چگونه است؟ ـ آیا نیروی دشمن را می‌توان غافلگیر کرد؟ ـ در چه موارد و در چه مواضعی می‌توان جنگ نامتقارن را انجام داد؟ ـ در صورت پیروزی به چه موقعیت ژئواستراتژیک می‌توان دست یافت؟ باید به این نکته توجه داشت که در جنگ نامتقارن کلاسیک می‌توان با شناسایی مواضع و تاکتیک های جنگی از سوی طرفین درگیری و بکارگیری و بکاربردن تدابیر لازم در مقابله با آن، ازپیروزی دشمن و یا شکست خود جلوگیری کرد. نقاط قوت و ضعف جنگ متقارن و جنگ نامتقارن:۱ ـ ۸ . نقش مردم در نبرد نامتقارن در جنگ آینده۲ ـ ۸ . ویژگی های جنگ نامتقارن از آنجاکه هدف اساسی در جنگ سلب میل جنگجویی و تحمیل اراده به دشمن می‌باشد و همچنین جنگ باید مقرون به صرفه باشد. می‌بایست با به کارگیری روش های مناسب حداکثر ضربات را به دشمن وارد آورده و با گسترش جنگ در عرصه‌های مختلف هوا، دریا و زمین، قدرت نظامی دشمن را به توهم ضعف دچار نمود. لذا بهره برداری از عدم تقارن ها در جنگ نامتقارن ویژگی های خاص خود را دارد که در زیر به آن اشاره می‌شود. ۱. متغیر بودن تاکتیک ها (چریکی، جنگ روانی، ترور، خرابکاری، بمب گذاری و پنهان نمودن عملیات). ۲. اجرای عملیات غیرمستقیم (استفاده از ابزار و روش هایی که بدون قرار گرفتن در مقابل دشمن، تأثیر زیادی بر فعالیت های دشمن می‌گذارند. جنگ اطلاعاتی و از بین بردن زیرساخت های اطلاعاتی، جنگ روانی و تبلیغاتی، فشارهای دیپلماتیک، تشکیل اتحادها، پیمانهای دفاعی و امنیتی). ۳. کوچک بودن حملات و استفاده از منابع اندک، وسیع بودن بازتاب و خسارات آن (تأثیرات استراتژیک، تأثیر بر افکار عمومی، سلب و جلب پشتیبانی مردمی، از بین بردن ارزش‌ها و سمبل ها، ایجاد ترس و وحشت و ضعف روحیه). ۴. دارابودن محدوده ی وسیع عملیاتی (زمین، دریا و هوا). ۵. بهره برداری مطلوب و صحیح از نقاط ضعف و آسیب پذیر دشمن (گسترش غلط، ترس از تلفات انسانی و تأسیسات زیربنایی). ۶. نامشخص بودن تهدید و عدم پیش بینی و پیشگیری از اجرای عملیات (تهدید اقتصادی، سیاسی، نظامی، روانی، عدم ارزیابی عملیات، چندتایی بودن عملیات، پیاپی بودن، تسلیحات موجود، زمان عملیات، هزینه و بودجه). ۷. رزم نزدیک (قرار گرفتن در کنار و نزدیکی هدف و از بین بردن آن). ۸ . استفاده از ابزار نامرسوم و عدم تأثیرگذاری تکنولوژی بر روش های جنگ نامتقارن. ۹. دقت همه جانبه (انتخاب اهداف حیاتی و مهم و بررسی تأثیرات عملیات بر جنبه های نظامی، روانی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی دشمن). ۱۰. توانایی و دقت زیاد نیروها در اجرای عملیات استشهادی (نبرد عاشورایی). ۱۱. متغیر بودن محیط عملیاتی (شهرها، کوهستان، جنگل ها، دریا و ...). ۱۲. طراحی متمرکز و اجرای غیر تمرکزی (تفویض اختیار و فراهم کردن شرایط به منظور اجراء). ۱۳. بهره گیری از نیروهای مردمی در جنگ یا مردمی کردن جنگ (ایجاد حداکثر همگرایی بین نیروهای مسلح و مردم به منظور دفاع مؤثر). ۱۴. داشتن اراده (سختی پذیری، مقاومت و پایداری). ۱۵. عدم تقارن سازمانی و وجود نوآوری و ابتکارات سازمانی (سازمان سبک و متحرک، تیم شکار، تانک و غیره). ۱۶. اطلاعات متمرکز (کسب اطلاعات، تجزیه و تحلیل و فرآیند انتشار). ۱۷. دفع مؤثر و فرسایشی کردن جنگ برای دشمن (عملیات تأخیری، مسدود کردن معابر وصولی دشمن در نبرد زمینی). ۱۸. دفاع غیرتمرکزی (پراکندگی تأسیسات زیربنایی و حیاتی مرکز کنترل فرماندهی، امکانات اقتصادی و پشتیبانی).۴۸ ۱۹. آرایش سریع ۲۰. تخصصی کردن رزم ۲۱. پدافند هوایی کارآمد و پرحجم ۲۲. جنگ الکترونیک برتر و مؤثر ۲۳. فرماندهی و کنترل یکپارچه و برتر ۲۴. طرح‌ریزی متمرکز ۲۵. اجرای غیر متمرکز ۲۶. دقت سلاحها ۲۷. سرعت و تحرک بالا ۲۸. اتکا به نیروی متخصص و حرفه‌ای ۲۹. وحدت در عملیات ۳۰. عملیات ممانعتی و سریع ۳۱. بهره‌گیری از نیروهای خود‌کفا ولی کم‌حجم و پرتوان ۳۲. اجرای عملیات ویژه ۳۳. جنگ سایبری و سایبرنتیک ۳۴. ارتقاع اصل غافلگیری ۳۵. چالاکی و چابکی ۳۶. نبرد در عمق ۳۷. اجرای عملیاتهای غیر‌خطی ۳۸. حفظ دورتک و سیال بودن ۳۹. بومی نمودن سلاحها و تجهیزات ۴۰. بومی کردن جنگ (مردمی)۴۹. برای پیروزی در جنگ آینده باتوجه به توانمندی های دشمن لزوم شناخت دشمن یکی از مهم‌ترین عوامل در این فرآیند تلقی می‌شود، شناخت همه جانبه دشمن و شیوه ها و تاکتیک‌های او ما را بر این امر هدایت خواهد کرد که پایه آموزش را یکی از بنیادین ترین عوامل در ایجاد توان رزمی نیروها و افزایش کارایی و اثربخش آنها اهتمام ورزیم و در این راستا، آموزشگاه های رزم مقدماتی برای رهنمودهای مقام معظم رهبری و قوانین و مقررات حاکم بر این آموزشگاه ها، باید به گونه ای متون آموزشی تدوین شود که بتواند نیازمندی های آینده نزسا را در جنگ آینده تأمین نماید، این یک واقعیتی است که همواره ساختار و سازمان نیروهای نظامی متناسب با تهدیدات داخلی و خارجی تدوین و سلاح و تجهیزات براین اساس تهیه و سازماندهی و آموزش بر این مبنا شکل خواهد گرفت و باتوجه به موارد وارده در فصل دوم لزوم اهتمام به توانمندی های دشمن، شیوه ها و تاکتیک ها و شناخت نقاط آسیب‌پذیر دشمن، می‌توان براساس آموزش های به عمل آمده نقاط قوت باید بر نقاط ضعف دشمن متمرکز شود تا بتوان زمینه های پیروزی را با فرسایشی کردن جنگ بدست آورد. جنگهای گذشته آمریکا با شناسایی نقاط ضعف و قوت خود ادامه داده پیدا کرده تا اینکه به جنگ سلطه که با موفقیت در اشغال همراه بوده رسیده است. همان گونه که اشاره شد، آمریکا در ویتنام شکست می‌خورد، در کره با موفقیت نسبی پیروز می‌شود، در یوگسلاوی، در جنگ افغانستان و جنگ نفت و سلطه جنگ آنها با موفقیت همراه بوده است. دلیل آن سعی آمریکا در برطرف نمودن نقاط ضعف و تقویت نقاط قوت خود می‌باشد . مسلماً در جنگ آینده، آمریکا مشکلات و موانعی را که الآن در عراق با آن مواجه است، در نظر گرفته و برای مقابله با آن اقدامات لازم را به عمل خواهد آورد، زیرا آستانه تحمل آمریکائیها در برابر پذیرش تلفات نیروهای انسانی با توجه به روحیه رفاه طلبی حاکم بر این کشور بسیار پایین است. همان گونه که بیان شد، جنگ آینده غیر‌قابل پیش‌بینی نیست ولی ماهیت آن مشخص است و ما باید، برای مقابله با این دشمن مجهز، اقدام به اتخاذ تدابیر لازم در سطوح مختلف جنگ بنماییم و این امر امکان‌پذیر نیست، مگر با شناخت‌همه‌جانبه دشمن مقابل. همان گونه که استفاده از غافلگیری یکی از اصول و شرایط مهم برای موفقیت هر استراتژی نظامی به‌شمار می‌آید. درگیر شدن در جنگی که از قبل بر آن آمادگی وجود ندارد نیز از شرایطی است که شکست و نابودی را در اذهان تعیین‌کنندگان خط و مشی کلی نظام وارد می‌کند. سون تزو، بر این عقیده بوده است که چنانچه شما خودتان و دشمنانتان را نشناختید در هر پیکاری با شکست مواجه خواهید شد. پس ضرورت آینده‌نگری و سناریو‌سازی برای پدیده جنگ در آینده یک امر الزامی تلقی می‌شود.۵۰ بدون تردید جنگ آینده تداعی کننده دغدغه‌ای است که بقای سرزمین، مردم، حاکمیت و حکومت و پرستیژ بین‌المللی دولت را در گرو خود خواهد داشت، و در کشورهای مختلف بر اساس تصوری که از ماهیت، اهداف و خصوصیات جنگ احتمالی آینده وجود دارد به آماده سازی نیروها و ابزارهای لازم برای بازدارندگی یا درگیر‌شدن در چنین وضعیتی می‌پردازد. تحولات به وقوع پیوسته در خلیج‌فارس، جنگ آمریکا‌ علیه عراق، بحران کویت و یوگسلاوی ‌(بحران کوزوو) بر نگرش استراتژیستها نسبت به جنگ آینده تأثیر‌گذاشته است جنگی نامتعارف، أما موج سومی بود که تحت تأثیر انقلاب اطلاعاتی و با استفاده از ماهواره‌ها، سیستمهای پیچیده شناسائی، جنگ‌افزارهای هوشمند و الکترونیک، کنترل فرماندهی و اطلاعات، هواپیماهای بدون خلبان کنترل از راه دور و موشکهای استلیث قرار د اشت. این جنگ که بعداً در بحران کوزوو از سوی ناتو در مورد یوگسلاوی به مرحله اجرا گذاشته شد، دارای سه مرحله بود؛ اول؛ انهدام مراکز صنعتی، ارتباطی و منابع انرژی دوم؛ مراکز فرماندهی، کنترل سوم؛ درگیری کوتاهی در جبهه زمینی. شکست خرد‌کننده ارتش عراق و یوگسلاوی کهنگی دکترین نظامی روسیه و دولت آن را ثابت کرده است و فلسفه ایجاد نیروهای زمینی انبوه را از بین برده است و پیروزی در جنگ آینده را به نیروهای نظامی کوچک، أما با تکنولوژی و آموزش پیشرفته و کارآمد نسبت داده است. روسها بر این باور هستند که جنگهای آینده ممکن است به سه گونه ظهور کنند؛ ۱. جنگ جهانی که غیر محتمل است. ۲. جنگهای منطقه‌ای ۳. جنگهای داخلی دوگونه پایانی کاملاً محتمل است و بصورت گسترده و با کاربرد سلاحهای متعارف همراه هستند.۴۸ (کرمی، ۱۳۷۹) در طول تاریخ نیز عدم موفقیت در ترسیم صحیح جنگ آینده، باعث بروز شکستهای سنگینی برای کشورها شده است. با توجه به نقش محوری، تصویر جنگ آینده، در آماده‌سازی نیروهای دفاعی کشور، استراتژی و آموزش نیروهای مسلح، سیاستهای تهیه و تأمین بودجه‌بندی،، آمایش سرزمینی، حتی اتحاد‌ها و ائتلافها و همه ابعاد و جهت‌گیریهای دفاعی کشور در این مسئله استراتژیکی، جایگاهی محوری داشته است.۴۹ (امینیان، ۱۳۷۹) تصور جنگ آینده از نظر ماهیت، زمان، مکان و طرف رویارو، معمولاً بر اساس ماهیت کلی جنگ در یک عصر خاص و جنگهایی ‌که در سایر نقاط جهان صورت گرفته است و تجربیات تاریخی کشورهای مورد نظر و جنگهایی‌که برای آنها اتفاق افتاده است و شرایط خاص ژئوپولتیکی گسترده، منافع ملی در سطح بین‌المللی و محیط منطقه‌ای و بین‌المللی، شکل می‌گیرد. مارشال گرجکو وزیر اسبق شوروی با توجه به دو جنگ بزرگی که از سوی ارتش ناپلئون و ارتش هیتلر و ایدئولوژی کمونیستی که جنگ با کشورهای سرمایه‌داری را یک امر اجتناب‌ناپذیر تلقی می‌کرده است، مجموعه ای از پرسشها‌یی‌که در هر دکترین نظامی باید به آنها پاسخ داده شود، به شرح ذیل مطرح می‌کند؛ ـ در هر جنگ احتمالی آینده با چه دشمنی رو به رو می‌شویم؟ ـ خصوصیات آن جنگ چیست؟ ـ چه نیروی نظامی مورد نیاز است؟ ـ چگونه باید برای آن جنگ آماده شد؟ ـ از چه روش‌هایی باید برای اجرای عملیات جنگی استفاده شود؟ از نظر آنها تحولی مهم در ماهیت جنگهای آینده بویژه در جنگ ائتلاف علیه عراق به وجود آمده است. مهم‌ترین مسئله‌ای که وجود دارد، مسائل و مشکلات ارتش روسیه در ارتباط با ماهیت جنگ آینده است. با توجه به انقلاب عظیمی که در امور نظامی غرب اتفاق افتاده است، به عنوان نمونه به جنگ خلیج‌فارس می‌توان اشاره نمود، روسها خود را بازنده هر جنگی در آینده خواهند دید، غرب با بهره‌گیری از جنگ‌افزارهای هوشمند، هواپیماهای بدون خلبان و... طرح دفاع موشکی آمریکا، جنگ آینده را به یک کابوس وحشتناک در نگاه روسها تبدیل کرده است که باید با تهدید سلاحهای هسته‌ای از آن جلوگیری نماید. بنابراین پندار روسیه از جنگ آینده، از نظر طرف مخاصمه و مکان رویارویی، طیف وسیعی از جدایی‌طلبی داخلی (مسلمانان در جمهوریهای چچن، داغستان، تاتارستان، و...) تا اسلام‌گرایی به سبک طالبان در آسیای مرکزی و سرانجام اقدام نظامی ناتو در مناطق پیرامون (قفقاز خزر) را در برمی‌گیرد. حتی درگیری با ژاپن بر سر جزایر کوریل نیز چندان دور از ذهن نمی‌باشد. اصل یکم . روحیه: روحیه عبارت است از کیفیت انگیزه، اعتقادات، تفکرات و رضایت مندی فرد در اجرای مأموریت. روحیه، روح جنگیدن یا حداقل توان برای اجرای عملیات را منعکس می‌نماید. داشتن روحیه موجب می‌شود کارکنان نظامی در شرایط خطرناک در کنار همدیگر و در مقابل دشمن از انسجام بیشتری برخوردار باشند. یکی از عوامل مهم وحساس برای تقویت روحیه جنگجویی و سلحشوری در یگانهای نظامی، ایجاد اشتیاق برای درگیر شدن و از بین بردن دشمن است. به منظور بالابردن روحیه و انگیزة نیروها می‌توان از جنبه های معنوی و اعتقادی و همچنین جنبه‌های دیگری همچون آموزش صحیح، تقویت و توسعة اعتماد در افراد یگان نظامی، ارائه الگوهای صحیح و ایجاد رقابت و بهره برداری از تکنولوژی و فناوری پیشرفته نظامی استفاده نمود. روحیه عالی بیانگر یک وضعیت روحی مثبت است که به نیروهای نظامی اساس اطمینان و آرامش فکری می‌بخشد و آنان را قادر می‌سازد که در مقابله با سختی ها از خود رشادت، استقامت و بردباری نشان دهند علوی و عاشورایی سازی نیروهای عمل کننده و تلاش برای تقویت و تعمیق ایمان بصیریت سیاسی، آموزش، آمادگی جسمانی، مهارت در تیراندازی و.... اصل دوم . ایجادتحرک: بهره برداری از سرعت به منظور جا به جایی قدرت رزمی را تحرک می‌گویند. تمرکز و پراکندگی به موقع در مناطقی که امکان اجرای عملیات غافلگیرانه وجود دارد و همچنین احتراز از مواجه شدن با تمرکز نیروهای دشمن نیاز به تحرک فوق العاده دارد. تحرک در جنگ نامتقارن در کلیه شرایط عملیاتی از اصول حیاتی به حساب می‌آید. نیروهای نظامی می‌توانند با کم کردن بارمبنا و کیفی نمودن آن سبک کردن سازمان رزم، امکانات لجستیکی و آموزش، تحرک خود را بالا ببرند. تحرک، سرعت عمل، چابکی، چالاکی و واکنش سریع در نیروهای عمل کننده درمقابل دشمن با توجه به نوع تهدیدات دشمن و تجربیات حاصله از هشت سال دفاع مقدس وسه جنگ خلیج فارس(افغانستان، آزادسازی کویت وجنگ سلطه): اصل سوم . تلاش درجهت کوچک سازی واحدهای عمل کننده: چرا که باشناخت دکترین دشمن به این نتیجه خواهیم رسید که باید در مقابل کوچک سازی وسبک کردن واحدهای دشمن نیروهای خودرا کوچک کنیم. اصل چهارم . مردمی کردن جنگ: به نظر می‌رسد درمقابل تکنولوژی برتر دشمن از اصل مجازی سازی اهداف ومردمی کردن جنگ و استمرار تأمین بنیه آمادگی و ایجاد قابلیت در یگانهای خودی رافراهم سازیم. اصل پنجم . بومی سازی الگوهای تسلیحاتی: درتدوین سیاست دفاعی یکی از مسائل بسیارمهم برای هرکشوری انتخاب الگوی تسلیحاتی است که آیا این کشور وابستگی تسلیحاتی دارد ویااینکه مستقل است بدون شک بومی سازی تسلیحات یکی ازمسائل بسیار مهمی است که ما باید درجنگ آینده به آن توجه کنیم. بویژه در مقابل پروازهای پست دشمن(بالگردهاوهواپیماهای پرواز پست). اصل ششم . افزایش مهارتها و قابلیتهای تاکتیکی: با توجه به دکترین دشمن در ایجاد نیروهای ویژه افزایش قابلیت ها و مهارت های تاکتیکی و تکنیکی نیروهای خودی برای رزم نزدیک با دشمن یک امر الزامی تلقی میشوددر مقابل تهدیدات داخلی وخارجی. اصل هفتم . پوشش و فریب: هرگونه عملی که نیروهای دشمن را در طرحریزی و اجرای عملیات گمراه نماید، پوشش و فریب گفته می‌شود. این اصل اشاره به شیوه و تدابیری دارد که به منظور به حداقل رساندن تأثیر عملیات نظامی دشمن و همچنین افزایش توان عملیاتی نیروهای خودی و حفظ تعادل در مقابل دشمن به اجراء گذاشته می‌شود. فریب باعث انحراف تفکر و اقدام دشمن می‌شود. نمونة بارز آن در فتح مکه توسط سپاه اسلام صورت گرفت که لشگر اسلام به منظور جلوه دادن بیش از حد نیروهای رزمنده مسلمان در عقب سپاه و در نقاط متعدد و مختلف اقدام به روشن نمودن آتش کرده در جنگ نامتقارن پراکندگی، پنهان نمودن طرح ها و حرکات، رعایت اقدامات تأمینی، عدم به کارگیری تاکتیک های کلاسیک و شیوه ی عملیات یکنواخت، زمینه‌های فریب دشمن را فراهم می‌نماید. تلاش درجهت پراکندگی سازی، استتار، اختفاء و فریب به عبارت دیگر بهره گیری همه جانبه ازپدافند غیرعامل. اصل هشتم . عمق دادن به دفاع شهری: شناخت خود وشناخت دشمن درتمامی ابعاد کشف نیات، اهداف و منافع حیاتی و راهبردی دشمن. ساماندهی، توسعه و کارآمدسازی سیستم و جامعه اطلاعاتی سازمانهای مردمی و رسمی وغیررسمی در داخل وخارج محیط سیستم. اصل نهم . توسعه پدافند: باتوجه به حضور گسترده بسیج درسرتاسر قلمرو ج.ا.ا، و تنوع جغرافیائی کشور پهناور ایران اسلامی وبا توجه به شناخت دقیق سمتهای احتمالی تهدید دشمن می‌توان لایه های متعدد پدافندی را با بهره گیری از جنبه های تاکتیکی وتشریحی زمین اقدامات دفاع همه جانبه را علیه تجاوزات احتمالی دشمن درجنگ نامتقارن به عمل اورد.وبا عمق دادن به دفاع از شهرها و مواضع از طریق توسعه پدافند مسطح در اطراف و خارج آنها به عمل آورد. اصل دهم . ابتکار عمل: ابتکار شرایطی است که تحت آن نیروی نظامی از کلیه امکانات موجود به منظور رسیدن به هدف استفاده می‌نماید. بهره برداری از اشتباهات و نقاط ضعف و عکس العمل سریع در مقابل تغییرات وضعیت دشمن، باعث خنثی شدن فعالیت های او گردیده و نیروی درگیر می‌تواند زمان عملیات، شیوه عملیات و مکان عملیات را تعیین نماید. لذا با گستردگی محیط عملیات، نامشخص بودن تهدید برای دشمن، عدم برآورد صحیح از توانایی موجود نیروی خودی توسط دشمن، عدم پیش بینی و پیشگیری از عملیات، متغیر بودن حملات و استفاده از تاکتیک های منحصر به فرد در جنگ نامتقارن، شرایط بدست آوردن ابتکار عمل را فراهم می‌آورد. سون تزو بهترین حمله را حمله به استراتژی دشمن میداندواین مستلزم شنناخت دقیق نقاط اسیب پذیر دشمن برمیگردد .شناخت فرصتهای کلیدی دشمن وتمرکز منابع وامکانات موجود بر روی انها و ایجاد اختلال در آزادی مانور و. قطع دور تک دشمن و به دست گرفتن ابتکار عمل. مهار برتری آتش هوایی و بالگرد و ساماندهی توان ضد بالگرد توسط پدافندهای هوای متحرک مستقر درسمتهای تهدید احتمالی اصل یازدهم . ضربه قاطع: حضرت آقا فرمودند اگر دشمن ضربه ای به ج.ا.ا.وارد کند ضربه ای دوچندان بیش از آنچه وارد کرده است به او وارد خواهیم کردوزدن ضربه قاطع در آسیب پذیرترین نقطه دشمن. اصل دوازدهم . عملیات روانی: اجرای عملیات روانی علیه دشمن و ضد عملیات روانی دشمن ونیز ایجاد و ساماندهی زیرساختها و فرماندهی واحد عملیات روانی کشور و توزیع نقش ها انجام عملیات روانی آفندی مؤثر و مطمئن علیه دشمن. اصل سیزدهم . نظم و انضباط: یکی از مسائل بسیار اساسی، نظم و انضباط است که همواره نیروهای نظامی هرکشوری بطوردقیق به آن توجه واهتمام می‌ورزنند و امام علی به نظم وانظباط بسیار تأکید می‌کنند. یکی از مهم‌ترین عوامل پیروزی نظامی انضباط می‌باشد؛ زیرا در سایه برقراری انضباط است که اجرای عملیات غافلگیرانه و برقراری تأمین به نحو احسن صورت می‌گیرد. پیروزی در جنگ مستلزم واکنش سریع و مثبت افراد می‌باشد که روابط موزون و هماهنگ، روابط صحیح و منطقی بین افراد و یگان، عکس العمل سریع و صحیح نسبت به دستورات و پیروی از سلسله مراتب فرماندهی نشانه های وجود انضباط حاکم بر سازمان نظامی است به دلیل متغیر بودن محیط عملیاتی، انضباط در جنگ نامتقارن از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اصل چهاردهم . غافلگیری: غافلگیری عبارت است از اجرای عملیات در زمان و مکان و شرایطی که نیروی دشمن انتظار یا امکان مقابله با آن را نداشته باشد. اجرای عملیات غافلگیرانه نیاز به اطلاعات دقیق از منطقه عمل، محدودیت و مقدورات دشمن دارد. نقش تکنولوژی اطلاعاتی و دسترسی آسان به اطلاعات باتوجه به سرعت انتقال اطلاعات، بهره برداری از اطلاعات تحلیل شده در کمترین زمان ونقش سیستم های ارتباطی مناسب و مرثر و همچنین تأثیر ضربات اطلاعاتی بر سیستم های پردازش اطلاعات دشمن از جمله عوامل مؤثر درعملیات غافلگیرانه علیه دشمن در جنگ نامتقارن است. حملات پیشگیرانه و داشتن سرعت عمل در طراحی و اجراء نیز می‌تواند دشمن را زمین گیر کرده و طرح های عملیات آن را خنثی نماید. استفاده از اصل غافلگیری، بدین معنا که در آماده سازی نیروها، آموزش، سازماندهی، شیوه جنگیدن، تمرینها، خطوط پدافندی، استفاده همه جانبه ازقلمروِ جغرافیایی کشور متناسب با نوع زمین، پوشش گیاهی وجنبه های تاکتیکی آن و... بهره‌گیری شود. اصل پانزدهم . مردمی کردن جنگ: بدون شک بدون حضور مردم درهشت سال دفاع مققدس هیچ گاه این پیروزی برای کشور اسلامی حاصل نمی شد، پس در جنگ آینده مردمی کردن جنگ باید یک اصل تلقی شود. اصل شانزدهم . خلاقیت: خلاقیت فرآیندی است که نتیجه آن ایجاد افکار و روشی در عین حال جدید و ارزنده می‌باشد. یکی از مسائلی که به نوعی با ابتکار مرتبط و در تعامل نزدیک می‌باشد، خلاقیّت است. یک نیروی نظامی با علم به این تجهیزات، سازماندهی و آموزش به منظور به کارگیری در وضعیت‌های پیش بینی شده طراحی شده اند، عمل می‌نماید. أما می‌داند همه این تکنیک ها و تاکتیک ها در بعضی شرایط کارایی مطلوب را ندارند و در جنگ، به وجود آمدن این شرایط پیش بینی نشده، یک امر طبیعی خواهد بود. لذا نیروی نظامی با هوشیاری، آمادگی جسمی و روحی، شناخت کامل وضعیت های مختلف و فکر کردن در مورد آینده، قوه خلاقیت را می‌تواند در خویش افزایش دهد و آمادگی لازم را جهت بهره برداری از وضعیت های مختلف داشته باشد. دشمن به دنبال یافتن قابلیت های جدید برای جبران ضعف های خویش است و به همین جهت انعطاف، چابکی، چندمنظورگی و یافتن توان همه عرصه ای شدن را وجهه همت خویش قرار داده است. آمریکا اولاً دارای ضعف های ذاتی است که امکان رفع آنها را ندارد. ثانیاً برای غلبه بر بخش دیگری از ضعف های خود نیاز به زمان نسبتاً قابل توجه دارد. اصل هفدهم . شدت عمل: شدت عمل یعنی متمرکز نمودن به موقع توان رزم موجود با دقت، سرعت و خشونت در مکان معین به منظور رزم قطعی و درگیر شدن با هدف که باعث پایین آوردن روحیه ی دشمن نیز می‌گردد. یکی از اصول اساسی در جنگ نامتقارن، تلاش در جهت زدن ضربه های مؤثر و مهم به دشمن می‌باشد. ممکن است ضربه از نظر محیط جغرافیایی در یک نقطه محدود وارد شود أما اثرات آن فراگیر و گسترده باشد به صورتی که بر اراده و تفکرات استراتژیک دشمن نیز تأثیرگذارد. لذا به هر اندازه که ضربه وارده به دشمن کارآتر و حیاتی تر باشد، اثرات شوک آن بیشتر خواهد بود و تعادل دشمن را برهم می‌زند. برهمین اساس در جنگ نامتقارن تأکید بر آن است که در انهدام و نابودی اهداف از تمام توان و تلاش، بهره برداری و با خشونت و قاطعیت با دشمن برخورد شود. اصل هجدهم . انعطاف پذیری: انعطاف پذیری یعنی قابلیت عکس العمل سریع در مقابل نقاط ضعف و اشتباهات تاکتیکی دشمن و بهره برداری به موقع از آنها، حداکثر بهره برداری از امکانات موجود، طرح‌ریزی دقیق، بدون اشتباه و مشروح، ارتباط مؤثر و مناسب، انعطاف پذیری را در نیروی نظامی به وجود می‌آورد. با توجه به اینکه در جنگ نامتقارن، تفاوت های عمده ای از نظر کمی و کیفی بین نیروهای درگیر وجود دارد و این تفاوت ها در اشکال عدم تقارن جلوه می‌نماید. هر نیرویی که بتواند از محدودیت ها و ضعف های دشمن بهره برداری لازم را ببرد، سرنوشت درگیری ها و نبرد را مشخص می‌نماید. نهایتاً اینکه توانایی واکنش مناسب و به موقع در مقابل حوادث پیش بینی نشده و ضعف های پنهان دشمن، انعطاف پذیری را تبیین می‌نماید. سازمان یگانهای عمل کننده درجنگ آینده باید دارای توانائی‌های زیر باشند: ـ خالق توانایی های جدید باشند. ـ توانایی ایجاد محیطی مناسب و خلاق را داشته باشند. ـ توانایی کاهش آسیب پذیری در برابر قابلیتهای دشمن را داشته باشد. ـ ایجاد امکان بهره‌برداری از نیروهای مردمی را به طور مستمر داشته باشد. ـ تلاش درجهت بهره برداری ازتمامی قابلیتها و توانمندیهای کشور در راستای جنگ احتمالی. ـ امکان تمرکز روی نقاط ضعف دشمن. ـ قابلیت انعطاف پذیری درمقابل شرایط وبحرانهای احتمالی وتوان وقدرت کنترل بحران درجنگ آینده. ـ امکان خود راهبری. ـ خودسازماندهی و خود ترمیمی مستمر. ـ قابلیت تکثیر. ـ تلاش در جهت خود کفا کردن نیروها با رعایت اصل طرحریزی متمرکز و اجرای غیرمتمرکز. ـ تلاش درجهت ایجاد آمادگی مناسب درنیروها به منظور عکس العمل و واکنش سریع درمقابل هرگونه تهد یدات احتمالی دشمن. ـ قابلیت انجام اقدامات تاکتیکی علیه نقاط اسیب پذیرکلیدی دشمن با نتایج استراتژیک. ـ امکان بهره برداری از نیروها ی عمل کننده درمأموریتهای متفاوت. ـ ایجاد امکان به دست گرفتن ابتکار عمل در فرآیند جنگ آینده.۵۱ روابط بین اصول و دکترین: ۱. اصول حقایقی هستند که مشخص و کلی می‌باشند. ۲. اصول بر خلاف دکترین که از تصمیم نشأت گرفته از تجرد نشأت می‌گیرد . و تجرد شامل گرفتن یک نمونه مجرد و بیرون کشیدن ماهیت آن که نهاد کل باشد . لذا اصول را عموماً حقوق مسلم را می‌پذیرند. ۳. در خصوص دکترین نکته اصلی چگونگی انجام آن است ولی در خصوص اصل نکته اصلی توضیح آن می‌باشد . مانند اصل غافلگیری ـ اصل تمرکز و ... ۴. در یک مثال غافلگیری اصل است ولی حمله از پشت سر برای تحقق غافلگیری دکترین است تکنولوژی دکترین را تغییر می‌دهد ولی اصول ثابت می‌مانند. ۱. سطح استراتژیک جنگ: در سطح استراتژیک جنگ، یک کشور از منافع ملی خود به منظور تعیین استراتژی و اطمینان از به‌وجودآوردن قدرت ملی مؤثر وپاسخگو استفاده می‌نماید. سطوح فوق هنرعلم وبه کار‌گیری نیروهای مسلح توام با سایر عناصر ملی به منظور تأمین اهداف استراتژیکی، صورت می‌گیرد. سطح استراتژیکی می‌تواند هم در سطح جهانی، هم سطح منطقه‌ای مطرح باشد. و فرمانده صحنه عملیات دو استراتژی صحنه عملیات و طرح عملیات جنگی را جهت دست‌یابی به اهداف استراتژیکی دنبال می‌نماید.۲۸ ۲. سطح عملیاتی جنگ: در این سطح نیروهای مشترک، در صحنه عملیات با اجرای نیروهای محدود و گسترده و با طرح‌ریزی و هدایت هدفهای استراتژیکی را تأمین و مأموریت واگذاری یگانها به مقامات رده بالاتر را اجرا می‌نمایند.۲۹ ۳. سطح تاکتیکی جنگ: در این سطح نبرد و درگیری، طرح‌ریزی و اجرا می‌گردد و هدفهای نظامی به یگانها و گروه‌های رزمی محول می‌شود.۳۰ نقاط قوت متقارن: طرح ریزی براساس شناخت توان رزمی نسبی دشمن صورت می‌گیرد؛ بازی جنگ براساس واقعیتهای طرفین متخاصم صورت می‌گیرد؛ نقاط ضعف وقوت طرفین دراین فرآیند قابل احصاء است؛ استمراروتداوم بیشتر جنگ؛ ریسک کمتردر انجام حملات؛ کنترل پذیری و پشتیبانی پذیری بیشتر. نقاط ضعف متقارن: عدم کارایی در هنگام بر هم خوردن توازن قوا در برابر دشمن عدم انعطاف پذیری در مقابل شیوه ها ی غیر منظم کندی و سنگینی (منظور از کندی درحرکت وسنگینی در جا به جایی که یکی از مهم‌ترین مسائل برای نیروهای کلاسیک به شمار می‌آید که آمریکاییها پس از جنگهای: ۹۱و ۲۰۰۳، همواره به دنبال کوچک سازی وسبک کردن واحدهای عمل کننده خود بودند. اصول جنگ متقارن و اصول عملیات: درک اصول دکترین نیروی زمینی، زمینه اجرای موفقیت‌ آمیز عملیاتها را فراهم خواهد ساخت. اصول جنگ که شامل نه اصل می‌باشد، رهنمود کلی برای جنگ در سطوح تاکتیکی، عملیاتی و استراتژیکی است این اصول اساسی دکترین نیروها را شکل می‌دهد: ۱. اصل هدف ۲. اصل آفند ۳. اصل تمرکز قوا ۴. اصل صرفه‌جویی در قوا ۵. اصل مانور ۶. اصل فرماندهی ۷. اصل تامین ۸ . اصل غافلگیری ۹. اصل سادگی۴۲ این واقعیتی است که در جنگ کلاسیک و یا متقارن، نیروی نظامی که از تسلیحات، تجهیزات و تکنولوژی نظامی و فن‌آوری پیشرفته با حجم بیشتر و سازماندهی و به کار‌گیری و هدایت مطلوب‌تر همراه با اطلاعات بیشتر برخوردار باشد به کسب پیروزی دست پیدا خواهد کرد، ولی تجربه هشت سال دفاع مقدس وپایمردی ورشادت، شهادت طلبی رزمندگان اسلام، روحیه، انگیزه، ایمان وتوکل انها به مبداء هستی، ثابت کرد همواره ابزارمحوری، تکنولوژی وفناوری پیشرفته نظامی همواره تنها عامل پیروزی درموفقیت جنگها به شمار نمی آید (جنگ تحمیلی عراق علیه ایران وجنگ رژیم صهیونیستی علیه حزب الله). أما در یک جنگ نامتقارن، این خلاقیت، نوآوری، ابتکار عمل، شناخت دقیق آسیب‌پذیریهای نیروی مقابل و ضربه زدن به این نقاط با شیوه‌های نامنظم و روشهای غیر‌قابل پیش‌بینی، بدون اتکاء بر امکانات و تجهیزات پیشرفته است که موجب موفقیت طرف استفاده کننده می‌شود و این شیوه زمانی انتخاب می‌شود که فاصله توان رزمی بین دو نیروی متخاصم بسیار بالا است. همانند ۱۱ سپتامبر، همانند شکست آمریکا در سومالی در ویتنام و...ماباید براین باورباشم که به هرمیزان نسبت به دشمن آینده خود شناخت ودانش بیشتری داشته باشیم راه های مقابله با آن راحت‌ترخواهد بود وقدرت تصمیم گیری را برای تعیین کنندگان خط مشی کلی نظام (استراتژیستینها) را آسان‌تر خواهد نمود ونیز این مسئله می‌تواند برای طرف مقابل مصداق داشته باشد، همان گونه که درطول حدود سه دهه ازانقلاب گذشه وبا بهره گیری ازتمامی امکانت داخلی وخارجی خود، هنوز درمورد حمله به ایران به قطعیت نرسیده است.واین بزرگ‌ترین چالشی بوده است که همواره دشمن دیرینه ای ما با آن مواجه بوده است. ۱. توجیه و آماده سازی روحی و روانی نیروهای مردمی: یکی از اساسی ترین محورهای دفاع نظامی در اکثر کشورهای جهان نقش دفاع مردمی می‌باشد که در ایران اسلامی همان بسیج مستضعفین است که امام (ره) آن را یک اصل کلی و عمومی در تاریخ دانسته اند. لذا با توجه به نقش ارزنده بسیج که دامنه وجودی آن در تمام اقشار جامعه وسعت دارد و شامل همه مدافعان اسلام می‌شود؛ توجیه و آماده نمودن مباحث روحی و روانی این نیروی بزرگ و قدرتمند از ضروریات بوده و می‌باشد که می‌بایست توسط رسانه ها و گروههای مختلف جامعه به عموم مردم منتقل گردد که موضوعات اصلی آن را می‌توان شناخت تهدیدات موجود و آتی و همچنین اهداف و منظورهای مقابله را نام برد و آگاهی و اطلاعات مورد نیاز را از طریق فعالیتهای فرهنگی، عقیدتی، سیاسی و اجتماعی نسبت به ایجاد انگیزه دفاع از حیثیت، ناموس و وطن را به تمامی آحاد مردم انتقال داد. ۲. طرح ریزی و سازماندهی نیروهای مردمی: «بار دیگر تأکید می‌کنم که غفلت از ایجاد ارتش بیست میلیونی، سقوط در دام دو ابرقدرت را به دنبال خواهد داشت!» «بسیج در ارتباط با سپاه متبلور می‌شود و نیروهای مردمی در یک سازمان نظیر سپاه می‌توانند انگیزه ها و توان خود را به نمایش بگذارند و علیه بحرانها وارد عمل شوند.» ۳. طی نمودن آموزشهای نظامی (تکنیک و تاکتیک): واجب است پیشکسوتان جهاد و شهادت، در همه صحنه ها حاضر و آماده باشند و از فکر جهانخواران و آمریکا و شوروی غافل نمانند و حتی در شرایط بازسازی نیروهای مسلح، باید بزرگ‌ترین توجه ما به بازسازی نیروها و استعدادها و انتقال تجارب نظامی و دفاعی، به کلیه آحاد ملت و مدافعان انقلاب باشد. چرا که در هنگامه نبرد، مجال پرداختن به همه جهات قوتها و ضعفها و طرح و برنامه و در حقیقت ترسیم استراتژی همه جانبه نبوده است. در تئوری همه جانبه امام راحل، یک موضوع مهم را نمی توان نادیده گرفت و آن هم انتقال تجارب نظامی و دفاعی به کلیه آحاد ملت و مدافعان انقلاب است که از طریق آموزشهای موردنیاز چه از لحاظ تاکتیکی و چه تکنیکی می‌باشد. امروزه اکثر کشورهای دنیا فراگیری آموزشهای نظامی نیروهای مردمی را در قالب های مختلف مورد نیاز خود برنامه ریزی و اجرا می‌نمایند که از این حیث می‌توان به یکی از اهداف آموزشی ارتش آمریکا اشاره کرد: «تعلیم و تربیت و آموزش جوانان آمریکایی که می‌خواهند برای دفاع عمومی آماده باشند باید دارای بنیاد مستحکم رشد عقلی و مسئولیت پذیری بوده که بتوانند با حداکثر توان به ملت و میهن خود خدمت کنند.» در این رابطه هم می‌توانیم به جامعه کره شمالی که هم اکنون در موقعیت نیمه بحرانی قرار دارد و خود را برای مقابله با تهدیدات شیطان بزرگ مهیا می‌سازد، توجه کرد «جامعه کره شمالی» کاملاً نظامی است. مردان و زنان این کشور افزون بر گذراندن دوران خدمت نظام وظیفه، سالانه مدتی را به یادگیری آموزشهای نوین نظامی و تمرین های کاربردی می‌پردازند.الف. آموزش جنگ افزارهای سبک و متوسط: در چند نبرد گذشته که آمریکا یک طرف آن بوده است، طرف مقابل آن هیچ گاه نتوانست به صورت موفقیت آمیز از سلاحهای سنگین استفاده نماید و چنانچه مورد استفاده قرار دادند در کمترین زمان ممکن منهدم گشتند. لذا امکان استفاده از سلاحهای سبک و تأثیرگذار در نبردهای نامتقارن متعارف تر می‌باشد یا از دیدگاه دیگر، تجهیزاتی می‌توانند در نبرد نامتقارن استفاده شوند که ارزان قیمت و دارای فن آوری پایین باشند نه به آن معنا که از تکنولوژی نامناسب برخوردار باشند، بلکه نیازمند به سیستم های تقویت و پشتیبانی کننده نداشته باشند. در این رابطه می‌توان به سلاحهای تک تیرانداز و سبک و همچنین آر. پی. جی۷ ؛ راکت اندازهای تک لول، ۱۰۷م.م و خمپاره اندازهای سبک ملت عراق اشاره نمود که هم اکنون سربازان زبون آمریکایی ـ که از بالاترین و بهترین تکنولوژی روز دنیا بهره می‌برند ـ را در گردابی به نام فلوجه و... گرفتار نموده است و اینجاست که انسان به یاد کلمات آتشین بزرگ مرد عصر خودمان می‌افتد که فرموده است: قدرت نظامی و سلاحهای مدرن هرگز نمی تواند به خشم و انقلابی مقدس ملتها مقابله کند. ما را نترسانید از این که نظامی می‌آوریم، ما نظامیهای شما را دفنشان می‌کنیم. نتیجه اینکه آموزش تاکتیکی و تکنیکی سلاحهای سبک و متوسط مطمئناً می‌تواند صحنه نبرد را به ضرر نیروهای متجاوز رقم بزند. لزوماً خاطر نشان می‌شود که آمریکاییان برای جنگهای آتی خود چند مشخصه را تعریف و مورد ارزیابی خود قرار می‌دهند: جنگ آینده در معرض تغییرپذیری و عدم اطمینان قرار دارد یعنی ما نمی توانیم بدانیم در محیط جنگ آینده با چه کسی، کی، کجا و چگونه رو به رو خواهیم شد و نمی توانیم دشمنان با چه ابزار نظامی خواهند جنگید. الگوی جنگ آینده مسلماً متفاوت از الگوی جنگهای گذشته خواهد بود. دشمن ما در آینده از الگوی نبرد نامتقارن استفاده خواهد کرد و محیط نبرد را هم نامتقارن خواهد ساخت. ب. آموزش عملیات های تخریبی: با اختراع باروت واستفاده ازآن درجنگها، یکی ازمعمولی‌ترین عملیات نظامی، انواع انفجارات به صورت گوناگون بوده است و برای اولین بار در جنگ جهانی اول بعد از پیدایش زره پوش و تانک در جنگ به منظور متوقف نمودن و انهدام آنها، جعبه های محتوی موادهای منفجره را در زمین قرارمی‌دهند و آن رابا وسایل الکترونیکی ازمحلهای دیگر منفجر ومنهدم می‌ساختند. این اولین گام جهت اجرای عملیات تخریبی بصورت جدی بوده است و با آغاز جنگ جهانی دوم به بعد به تدریج به اهمیت و ارزش آن عملیات ها افزوده گردید. به عنوان مثال نقش اثرگذار این گونه عملیات ها در جنگ ویتنام با آمریکا بوده است که ویت کنگ ها تله‌های انفجاری و کاشت مین رابه عنوان یک سلاح مؤثردرعملیات‌های خود برای جلوگیری از حرکت نیروهای آمریکایی در سراسر ویتنام به کار می‌بردند و این کا رهم تاحدود زیادی همراه با موفقیت بوده است. در جنگهای کنونی که بیشتر به شیوه ی نبرد نامتقارن می‌باشد جنبه های غافلگیرانه و ایجاد زمینه های مساعد جهت آسیب رساندن و انهدام دشمن از اقدامات بسیار خوبی است که هسته های مقاومت می‌توانند با استفاده از عملیات های تخریبی به عنوان پیشتاز برگ برنده در جنگ باشند. در این خصوص عملیات های تخریبی به دو بخش مجزا تفکیک می‌شوند.۴۷۱. عملیات های انهدامی توسط نفر (استشهادی): نمونه های بارز آن در مناطق جنوبی لبنان که در اشغال نیروهای لحد و اسرائیل بوده است، می‌باشد که چگونه رزمندگان حزب الله با داشتن ایمان راسخ و قلبی مطمئن در دفعات متعدد با بستن مواد منفجره یا با حمل نمودن مواد، خود را به قلب دشمن می‌رساندند و با انفجار خود، سهمگین ترین ضربات را به نیروها و امکانات دشمن صهیونیسم تحمیل می‌کردند که یکی از نتایج آن، عقب نشینی دشمن از مناطق اشغالی بوده است. اکنون با الگوگرفتن از نیروهای مقاومت لبنان رزمندگان فلسطینی هم باتوجه به اقدامات تأمین و حفاظتی شدید ارتش اسرائیل اقدام به چنین عملیات هایی در قلب تل آویو، حیفا و ... کرده و صدمات و تلفات زیادی را بر دشمن وارد می‌سازند و از خود چهره های ماندگار و جاویدان به جا می‌گذارند. اصل و پایه، اساس هر چیزی است و تمام فعالیت ها واقدامات براساس و متکی به آن انجام می‌گیرد و برای رسیدن به هدف و نتیجه بایداز آن پیروی نمود. جنگ نیز از این قاعده پیروی می‌نماید و دارای اصولی است که کاربرد آن اصول در هدایت و موفقیت عملیات جنگی تأثیر بسزایی دارد. هرچند امروزه در ارتش های نوین با بررسی نبردهای گذشته و به دست آوردن تجارب گرانبها و براساس دکترین نظامی اصول جنگ کلاسیک را تدوین نموده‌اند، لیکن ممکن است همان اصول در جنگ نامتقارن نیز کاربرد ویژه ای داشته باشد أما در فضای کنونی می‌طلبد که نسبت به تدوین اصولی خاص در جنگ نامتقارن گام برداشته شود.

نظرات شما
نام و نام خانوادگی:
آدرس الکترونیک:  
نظر شما:  
کدامنیتی:
Captcha

لطفاً کد امنیتی را در کادر فوق وارد نمایید.
ناشناس عالی
سارا سلام وقتتون بخیر، ازتون بخاطر نوشتن این مطلب تشکر میکنم. اگر امکان دارد لطف کنید و منبع این چهار قسمت را به طور دقیق برای من مشخص کنید بهشون نیاز دارم. پیشاپیش از کمکتون تشکر میکنم.خیلی ممنون 1)تعاریف جنگ نامتقارن 2)اصول حاکم بر جنگ نامتقارن 3)ویژگی جنگ نامتقارن 4)تفاوت جنگ کلاسیک با نامتقارن